تبليغاتX
محراب-پژوهش

محراب-پژوهش

فرهنگی پژوهشی هنری

معماری‌ سنتی‌ ایران‌ ،تجلی‌ نمادین‌ جهانی‌ ابدی‌ و ازلی‌ است‌ که‌ این‌ جهان‌ را محلی‌ گذرا و واسطه‌ای‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ مرتبه‌ای‌ والاتر به‌ منظور وصول‌ به‌ آرامش‌ درونی‌ می‌داند ؛ معماری‌ ایران‌ که‌ به‌ صورت‌های‌ گوناگون‌ در بناهای‌ مختلف‌ متجلی‌ گشته‌، جایگاه‌ خاصی‌ را داراست‌ که‌ در آن‌ ،عقاید و رسوم‌ و آیین‌ها در شرایط‌ جغرافیایی‌ و اقلیمی‌ نمود بارزی‌ دارد و حاصل‌ دسترنج‌ هنرمندانی‌ است‌ که‌ برای‌ اعتلای‌ این‌ هنر با تکیه‌ بر ایمان‌ خویش‌ ،از جانِ خود مایه‌ گذاشته‌ و در این‌ راه‌ از هیچ‌ کوششی‌ دریغ‌ نورزیده‌اند. همراه‌ با اساتید معماری‌، استادان‌ صنایع‌ دستی‌ نیز با همان‌ تفکر فوق‌ اما تجلی‌ یافته‌ در هنرِ خاص‌ خویش‌، تکامل‌ بخش‌ و اثرگذار بر معماری‌ سنتی‌ ایرانی‌ بوده‌اند .
تزیین‌ و آرایش‌ ساختمان‌ که‌ جزء لاینفک‌ معماری‌ محسوب‌ می‌شود در آجرکاری‌، کاشی‌ کاری‌، گچبری‌ و آینه‌ کاری‌ در کنار قالی‌ بافی‌، گلیم‌ بافی‌، قلمکاری‌ ، سفالگری‌، منّبت‌ کاری‌، کنده‌ کاری‌ چوب‌، گره‌ چینی‌ و همچنین‌ سایر دست‌ آوردهای‌ صنایع‌ دستی‌ نمود یافته‌ و پیوندی‌ یگانه‌ ایجاد نموده‌ که‌ فضای‌ معماری‌ ایران‌ را آکنده‌ از زیبایی‌ معنوی‌ می‌سازد و این‌ خود زیبایی‌ ظاهری‌ را نیز به‌ همراه‌ دارد


معماری‌ با سایر هنرهای‌ ایرانی‌ ،تارهای‌ به‌ هم‌ تنیدة‌ یکپارچه‌ای‌ است‌ که‌ از یکدیگر تأثیر پذیرفته‌اند ؛ به‌ ویژه‌ صنایع‌ دستی‌ که‌ علاوه‌ بر تزیینی‌ بودن‌ و جنبه‌های‌ زیبایی‌ شناسانه‌، نقش‌ کاربردی‌ در زندگی‌ روزمره‌ افراد جامعه‌ دارد. صنایع‌ دستی‌ به‌ دلیل‌ عدم‌ نیاز به‌ سرمایه‌گذاری‌ بسیار و وجود مواد اولیة‌ محلی‌ برای‌ تولید و وجود زمینه‌های‌ توسعه‌ در مناطق‌ مختلف‌ و ایجاد ارزش‌ افزودة‌ بالا، بخش‌ عظیمی‌ از نیروی‌ انسانی‌ و اقتصادی‌ ایران‌ را به‌ خود مشغول‌ کرده‌ است‌ و این‌ امر در معماری‌ سنتی‌ نقش‌ ِ بارزی‌ دارد. صنایع‌ دستی‌ و معماری‌ همواره‌ مکمل‌ یکدیگر بوده‌اند و دارای‌ ویژگی‌های‌ مشترک‌ می‌باشند .

بناهای‌ ایرانی‌ مانند مسجد، مناره‌، خانه‌، باغ‌، پل‌، قلعه‌، آب‌ انبارها و... هر کدام‌ به‌ نوعِ خاصی‌ از صنایع‌ دستی‌ نیاز دارد که‌ برخی‌ از انواع‌ آن‌ کاشی‌ کاری‌، مشبّک‌ کاری‌، نقاشی‌ دیواری‌، منّبت‌ کاری‌ و غیره‌ است‌. تنوع‌ اقلیم‌ آب‌ و هوایی‌ در ایران‌ موجب‌ گوناگونی‌ بسیار در معماری‌ و تزیین‌ آن‌ گردیده‌ است‌ و در نتیجه‌ انواع‌ و اقسام‌ صنایع‌ دستی‌ در تزیین‌ معماری‌، نقشِ عمده‌ای‌ دارند .



صنایع‌ دستی‌ در رشته‌های‌ گوناگون‌ همچون‌: قالی‌بافی‌ ،گلیم‌بافی‌، سفالگری‌ ،آبگینه‌ سازیِ محصولاتِ فلزی‌ ، سنگ‌تراشی‌، چوب‌ تراشی‌ ، حصیربافی‌ ، کاشی‌ کاری‌ تا رودوزی‌ها ارتباط‌ مستقیم‌ با معماری‌ دارد به‌ طوری‌ که‌ ساخت‌ شکل‌ آنها بستگی‌ به‌ فضای‌ معماری‌ سنتی‌ ایرانی‌ دارد و همین‌ طور بعضی‌ از اجزاء و فضاهای‌ معماری‌، متناسب‌ با کالاهای‌ صنایع‌ دستی‌ ساخته‌ می‌شود . معماری‌ سنتی‌ ایران‌ در ایجاد صورت‌های‌ مختلف‌ صنایع‌ دستی‌ نیز نقشِ عمده‌ای‌ را به‌ عهده‌ داشته‌ است‌ ؛ به‌ طور مثال‌ بافنده‌، اندازه‌ قالی‌ را براساس‌ وسعت‌ اتاق‌ها می‌بافد و سفالگر براساس‌ جایگاه‌ سفال‌ در فضای‌ ساختمان‌ شکل‌ و حجم‌ مورد نظر را می‌سازد . هماهنگی‌ صنایع‌ دستی‌ با معماری‌ نه‌ تنها از نظر فرم‌ و رنگ‌ بلکه‌ از نظر محتوایی‌ نیز هم‌ خوانی‌ دارد و هنرمند سعی‌ نموده‌، ارتباط‌ خویش‌ با طبیعت‌ و دیدگاه‌ معنوی‌ خویش‌ نسبت‌ به‌ هستی‌ را متجلی‌ سازد .

صنایع‌ دستی‌ به‌ علت‌ تنوع‌ و وسعت‌ در رشته‌های‌ گوناگون‌، کاربردهای‌ زیادی‌ در تزیین‌ معماری‌ دارد که‌ شامل‌ چهار بخش‌ می‌شود :تزیین‌ نمای‌ بیرونی‌ ؛ تزیین‌ فضاهای‌ ورودی‌ ؛ تزیین‌ درونِ بنا ؛ تزیین‌ فضای‌ اتصالِ درون‌ و بیرون‌ بنا .

تزیینات‌ بیرونی‌ ساختمان‌ باید به‌ نحوی‌ باشد که‌ در برابر تغییرات‌ آب‌ و هوا و نور خورشید مقاوم‌ باشد و کیفیت‌ خود را از دست‌ ندهد. این‌ تزیینات‌ بیش‌تر شامل‌ کاشی‌ کاری‌ به‌ صورت‌ معرّق‌ یا هفت‌ رنگ‌ می‌باشد که‌ علاوه‌ بر تزیین‌ بنا با نقوش‌ و رنگ‌های‌ گوناگون‌، عایقی‌ در برابر برف‌ و باران‌ و گرما و سرما است‌. کاشی‌ کاری‌ در معماری‌ ایران‌ در واقع‌ شناسنامه‌ بنا می‌باشد و تاریخ‌ مشخص‌ و سیرِ تحولی‌ منظمی‌ را دارا است‌.

با آغاز دوره‌ اسلامی‌، کاشی‌ کاری‌ در اماکنِ مذهبی‌ تجلی‌ خاصی‌ می‌یابد، محراب‌ و گنبدِ مسجد شیخ‌ لطف‌ ـ الله‌ و گنبدِ مزار شاه‌ نعمت‌ اللّه‌ ولی‌ در ماهانِ کرمان‌، مسجد کبود تبریز و گنبد مسجد چهار باغ‌ اصفهان‌، نمونه‌ بارز این‌ هنر می‌باشد .

کاشی‌ کاری‌، مهمترین‌ ویژگی‌ تزیین‌ معماری‌ سنتی‌ ایران‌ است‌ که‌ ادامة‌ همان‌ آجرکاری‌ است‌.

نکته‌ حائز اهمیت‌ در کاشی‌ کاری‌ ایران‌ رنگ‌ لعاب‌ است‌، رنگ‌ کاشی‌های‌ ایرانی‌ اکثراً فیروزه‌ای‌ و لاجوردی‌ بوده‌ و رنگ‌های‌ سفید و سبز و طلایی‌ نیز در درجه‌ دوم‌ می‌باشد و این‌ رنگ‌ها در بین‌ هنرهای‌ سنتی‌ ایران‌ مشترک‌ می‌باشند .

فضاهای‌ ورودی‌ بنا در معماری‌ ایرانی‌ و خصوصاً بناهای‌ مسکونی‌ و مذهبی‌ بخشِ مهمی‌ را به‌ خود اختصاص‌ داده‌ است‌ که‌ با پوششی‌ به‌ صورت‌ سایه‌بان‌ با طاق‌ کمانی‌ همراه‌ بوده‌ است‌ .تزیین‌ این‌ قسمت‌ از بنا عموماً کاشی‌ کاری‌ است‌، در ضمن‌ نمونه‌های‌ آینه‌کاری‌ و مشبک‌ کاری‌ آجری‌ نیز وجود دارد .

آینه‌ کاری‌ از هنرهای‌ ظریفی‌ است‌ که‌ در نماسازی‌ داخلی‌ بناها، در بالای‌ ازاره‌ها ، زیردورها ، طاق‌ها، رواق‌ها ، شبستان‌ها، سرسراها و موارد دیگر به‌ کار می‌رود .


مقرنس‌ کاری‌ و گچ‌ بری‌ نیز از تزیینات‌ معماری‌ محسوب‌ می‌گردد. مقرنس‌ کاری‌ که‌ تداوم‌ آجر چینی‌ است‌ توازنی‌ را القا می‌نماید که‌ گویی‌ وظیفه‌ انتقال‌ سقف‌ یا گنبد بر پایه‌ها را داراست‌ و همانند نسبت‌ آسمان‌ به‌ زمین‌ است‌

. تزیینات‌ داخلی‌ یک‌ بنا نسبت‌ به‌ نوع‌ آن‌ تفاوت‌های‌ گوناگونی‌ دارد و این‌ تفاوت‌ در دوره‌های‌ گوناگون‌، تنوع‌ بیش‌تری‌ به‌ خود می‌گیرد ولی‌ در همة‌ آنها وجوه‌ مشترکی‌ نیز وجود دارد و از آن‌ جمله‌ ایجاد فضایی‌ است‌ که‌ انسان‌های‌ استفاده‌ کننده‌ از آن‌ بنا، آمالشان‌ در آن‌ تحقق‌ می‌یابد و آرامش‌ می‌یابند. در تزیین‌ داخلی‌ یک‌ بنا از تنوع‌ هنر صنایع‌ دستی‌ استفاده‌ بیش‌تری‌ می‌توان‌ نمود. قالی‌ علاوه‌ بر زیرانداز بودن‌ یکی‌ از اجزای‌ مهم‌ در تزیین‌ فضای‌ داخلی‌ بناهای‌ ایرانی‌ می‌باشد. زیرا کف‌ بنا را که‌ انسان‌ها بر آن‌ می‌نشینند و می‌خوابند، می‌پوشاند و گاه‌ نیز به‌ عنوان‌ تزیینی‌ زیبا بر دیوار کوبیده‌ می‌شود و گاهی‌ نیز از قالی‌های‌ دو طرفه‌ به‌ عنوان‌ سطحی‌ جدا کننده‌ بین‌ دو فضا استفاده‌ می‌شود. نزدیکی‌ طرح‌ و نقشِ قالی‌ با نقوشِ کاشی‌، نزدیکی‌ و انسجامِ هنرهای‌ ایرانی‌ را بیان‌ می‌دارد .

زیر اندازهای‌ دیگری‌ چون‌ گلیم‌ ،جاجیم‌ و منسوجات‌ سنتی‌ و پرده‌های‌ قلمکار با کاربردهای‌ گوناگون‌ و وسایل‌ تزیین‌ شده‌ با خاتم‌ و منّبت‌ و معرق‌ چوب‌، انواع‌ رودوزی‌ها و اشیای‌ فلزی‌ ، همه‌ و همه‌ ،آرایش‌ دهنده‌ محل‌ زندگی‌ ایرانی‌ می‌باشند. صنایع‌ دستی‌ در معماری‌ ایران‌ تنها نقشِ مزّین‌ کنندة‌ فضا را ندارند بلکه‌ هر کدام‌ در جایگاه‌ خود کاربردهای‌ گوناگونی‌ دارد .

تزیین‌ بین‌ فضای‌ داخلی‌ و خارجی‌ شامل‌ درها و پنجره‌هاست‌. «درِ» بناها که‌ در گذشته‌ از چوب‌ ساخته‌ می‌شد مأوایِ سرپنجه‌ هنرمندانِ منّبت‌ کار و فلز کار بود. «در»های‌ کنده‌ کاری‌ شده‌ و منبت‌ کاری‌ همراه‌ با کلون‌های‌ بسیار زیبای‌ فلزی‌ ،جایگاه‌ و اهمیت‌ بنا را روشن‌ می‌ساخت‌. نقوشِ ایجاد شده‌ بر روی‌ درها هم‌ چون‌ نقوشِ نمادین‌، در هنرها جلوه‌گاهِ تفکر و فرهنگِ ایرانی‌ است‌. نقش‌ «خورشید» که‌ مهم‌ترین‌ نقشِ موجود بر روی‌ درها می‌باشد، علامتی‌ برای‌ روشنی‌، برکت‌ و سلامتی‌ برای‌ صاحبخانه‌ است‌ .

پنجره‌ نیز که‌ اشاعه‌ دهنده‌ نور و روشنی‌ به‌ فضای‌ داخلی‌ می‌باشد اکثراً با چوب‌، گره‌ چینی‌ می‌شود .و گاه‌ با شیشه‌های‌ رنگین‌ ،رنگین‌ کمانی‌ از نور را در فضای‌ داخلی‌ ایجاد می‌نماید .

 

 

 

نويسنده : محراب بيگي،‌محمد علي

. فصلنامه هنر.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 18:34  توسط محراب  | 

سر در دانشگاه تهران كار كيست؟


بناي برج آزادي و سردر دانشگاه تهران براي بسياري از گردشگران تداعي كننده تهران و حتي ايران است.
Click this bar to view the full image.

بي شك ارزش بين المللي دانشگاه تهران، شهرت جهاني سردر اصلي آن را نيز به ارمغان آورده است. اين بناي تاريخي، علاوه بر اين كه در سطح ملي سمبل تمام نماي علم، دانش، معرفت و نماد زندگي شيرين دانشجويي در زير سقف مركز نمادين علمي كشور (دانشگاه تهران) است، در خارج از ايران نيز معرف يك دانشگاه نامدار در سطح خاورميانه است.
Click this bar to view the full image.

با يك بررسي گذرا مي توان ادعا كرد كه از ميان معروف ترين و معتبرترين دانشگاه هاي دنيا، دانشگاه تهران تنها دانشگاهي است كه از طريق يك بناي فرهنگي سمبليك با مهندسي پيچيده، پيام هاي ويژه معنوي، علمي و فرهنگي را به مخاطبان خود القا مي كند.
برخي بر اين عقيده اند كه طرح سردر دانشگاه، الهام گرفته از تصوير خيالي دو پرنده اي است كه بال هايشان را براي اوج گرفتن و برخاستن از زمين، باز كرده اند. علم و دانش به دو بال تشبيه شده اند كه ورود به دانشگاه با آن دو ممكن است و خروج از دانشگاه نيز با تقويت اين بال ها موجب صعود افراد بر فراز اجتماع خود و پاسداري از آن مي شود.
Click this bar to view the full image.

عده اي ديگر آن را به عنوان كتابي كه به صورت باز در مقابل ديدگان گذارده شده باشد مي دانند كه بيانگر ارزش مطالعه و تحقيق است. اما از تاريخچه و نحوه ساخت اين سردر اطلاعات و اسناد كاملي به دست نيامده است.
بر پايه گفته اي در سال هاي ۴۶- ۴۵ به دستور رياست وقت دانشگاه طرحي در ميان دانشجويان و طراحان مختلف به مسابقه گذاشته شد. از ميان طرح هاي رسيده طرح دانشجويي به نام «كوروش فرزامي» (از دانشكده هنرهاي زيبا) به عنوان طرح برتر برگزيده شد. كار اجراي طرح، ابتدا به يك شركت پيمانكار سوئيسي واگذار شد كه به دليل نواقص مربوط به مراحل قالب بندي از ادامه كار توسط اين شركت ممانعت شد و يك شركت پيمانكاري ايران به نام «شركت آرمه» اجراي طرح را به عهده گرفته و به اتمام رساند.
Click this bar to view the full image.

بر پايه آخرين صورت حساب و وضعيت شركت آرمه هزينه اجراي طرح مبلغ ۲۴هزار و ۵۰۰ تومان بوده است.
اگرچه تاريخ ساخت سردر را در سال هاي ۴۶ - ۴۵ مي دانند، اما تا سال ۱۳۴۸ هيچ سندي در خصوص آن در آرشيو دانشگاه مشاهده نشده است. در نشريه شماره ۲ «هنر معماري» (تير، مرداد، شهريور ۱۳۴۸) عكس هايي از سردر دانشگاه تهران به چاپ رسيده است و در ذيل آن نام طراح و محاسب سردر آورده شده است (اين منبع نيز طراح را كوروش فرزامي و محاسب آن را سيمون سركيسيان ذكر كرده است). علاوه بر اين در كتابچه راهنماي دانشگاه تهران (۱۳۵۱) نيز عكس سردر چاپ شده است. سایت علم وفن
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 21:12  توسط محراب  | 


سفال يکى از خلاقيتهاى ماندگار انسان از دورهٔ نوسنگى و ماقبل تاريخ است. هيچکدام از مصنوعات و ساختههاى فکر و انديشهٔ انسان از نظر ارزانى و فراوانى مواد اوليه در طبيعت بهپاى سفال نمىرسد.
کشف سفال و بقاياى گِل پخته از قرن نوزدهم آغاز شد. هنگامىکه سافل در دورههاى باستانى کشف شد، ابتدا موارد استفاده و کاربرد آن مدنظر بود. اما بعد به صورت بوم نقاشى درآمد و وارد مقولهٔ هنر شد و موارد کاربرد آن ثبت پيامها، خواستهها، نيازها، دادن اطلاعات و در حقيقت انتقال انديشه بود.
لغت سفال در اصطلاح فارسى به مواد يا قطعات آمادهاى اطلاق مىشود که از خاک رس ساخته و شکل داده شده و سپس آنها را در کوره پخته اند.
سراميک از لغتى يونانى (keramos) به معناى جسم سفالين پخته شده گرفته شده است و به محصولاتى گفته مىشود که از مواد معدنى و خاک تهيه شده باشد و سپس در کوره با گرماى زياد حرارت ديده و به خواص نهايى خود برسد و در نهايت پخته شود.
ماخذ: http://forum.p30world.com/showthread.php?t=105247
جهت مطالعه درج ادامه مطلب را کلیک کنید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 23:1  توسط محراب  | 

دسته بندي هنرهاي سنتي دستي
براي شناخت بهتر و راحت تر هنرهاي سنتي دستي بايد آنها را در گروهايي و دسته هايي قرارداد.  اين عمل باعث سهولت در شناسايي و تحقيق درباره هنرهاي سنتي دستي مي گردد.
تاکنون استادها و هنرمندان سعي نموده اند اين مهم را به انجام رسانند، ولي از آنجا که ايران عزيز داراي هنرها ي سنتي دستي بسيار زيادي مي باشد که هر کدام تا حدودي به مناطق خاص تعلق دارد و اينکه بسياري از اين هنرها شباهت هاي بسيار زيادي چه از لحاظ نوع جنس مواد اوليه، نحوه و شيوه ساخت و کاربرد و نحوه استفاده دارد، تقسيم بندي کاملي صورت  نگرفته است؛ و اين امر بسيار مشکل و حتي غير ممکن به نظر مي رسد چرا که هنرهاي سنتي دستي ايران بسيار زياد مي باشند و حتي تاکنون بسياري از آنها ناشناخته باقي مانده است.
حال به چند نمونه از تقسيم بندي هايي که تاکنون انجام گرفته نظري مي افکنيم :

جهت مطالعه ادامه مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 20:38  توسط محراب  | 

Khansar

Khansar is located in Isfahan province. The city is surrounded by Zagros mountain range. It is one of the most beautiful and historical cities in Iran. It is 400 km far from Tehran .Khansar has a population of 50/000 habitants. There are a lot of tourist attractions in the city and. every year lots of people come to visit an especial kind of tulip on Mount Golestan. The climate and wealthy nature let farming and agriculture be developed. The most famous souvenirs of Khansar are honey and Gaz. Agriculture is the major economic activity and the most important products are sour cherry, walnut , peanut and apple. There are a lot of Iranian traditional buildings in Khansar like mosques and Hoseynieh. Khansari has been known as a dialect. Khansari people have been familiar with literature, poetry, calligraphy, handy craft and folk music. There is a special handmade carpet with a special design that is called "wist". Every year a lot of tourists come to see the outdoor religious theater called "Taazieh" which is a play about the third moslems' Imam who was killed with his flews in Iraq in 650 AC in an unfair battle in its anniversary and they are known as Karbala martyrs. In spite of traditional atmosphere of the city, some new universities and factories have changed the city from a traditional and poor area to a developing city in the central part of Iran.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 20:21  توسط محراب  | 

 
 
images/20060404/006.jpg
 

فاطمه تعميدي، هنرمند عکاس ايراني متولد 1341، فارغ التحصيل رشته عکاسي از دانشکده صداوسيمااست.

ماخذ:http://www.jamejamonline.ir/shownews2.asp?n=128800&t=art


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 15:41  توسط محراب  | 

امروزه ديگر به گورستان‌ها به عنوان مكاني جهت تدفين اموات نگاه نمي‌كنند بلكه آن را به عنوان يك سرمايه ملي و حافظه تاريخي يك قوم، شهر و حتي يك ملت نگاه مي‌كنند مانند گورستان پرلاشرز در پاريس و يا تخت فولاد در اصفهان، ابن بابويه در شهر ري، ولي در تهران مسئولين شهر گويي مسابقه‌اي را شروع كرده‌اند به منظور از بين بردن اماكن تاريخي شهر به گونه‌اي كه ديگر ما از گورستانهاي تاريخي شهر كمتر نشاني مي‌يابيم با ذكر اين مقدمه به معرفي يكي از گورستان‌هاي تاريخي نا آشنا كه در شمال شهر تهران واقع شده مي‌پردازيم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 15:25  توسط محراب  | 

 

كافه نادري يكي از كافه هاي قديمي تهران است كافه نادري در شرق پل حافظ در خيابان نادري (جمهوري فعلي) واقع شده است در سال 1306 يك مهاجر روسي به نام خاچپك ماديكيانس اين كافه را داير كرد اين كافه سالهاي دراز پاتوق شاعران، نويسندگان و روشنفكران بوده است صادق هدايت، جلال ال احمد، سيمين دانشور از برجسته ترين اين افراد بوده اند.

ماخذ: http://karamian.blogfa.com/

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 15:18  توسط محراب  | 

خانه یا سرای وثوق الدوله

ماخذ: http://karamian.blogfa.com/

برای مطالعه به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 15:10  توسط محراب  | 

آمنه حسن زاده

ماخذ: http://www.anthropology.ir/?q=node/595

در فرهنگ ايران، آيين‌ها و مراسمي ديده مي‌شود كه اعداد در آنها دخيل هستند و نوعي درهم‌تنيدگي بين اين آيين‌ها و اعداد ديده مي‌شود. برخي از اعداد در حوزه باورها و اعتقادات مردم، علاوه بر ارزش كمي، داراي ويژگي‌هاي كيفي نيز مي‌باشند؛ تا آنجا كه ايدئولوژي و جهان‌بيني معتقدان به آنها را شكل مي‌دهد. اعدادي چون چهل، هفت، سه، سيزده كه هر كدام با داشتن خصلت‌هايي همچون مقدس، خوش‌يمن، بديمن، نحس و …  رفتار، اعتقادات و عملكرد مردم را تحت تأثير قرار مي‌دهند. هم‌چنانكه فيثاغورث و پيروانش نيز متذكر شده‌اند: «تمام جهان هستي بر اساس اعداد ساخته و پرداخته شده‌اند» (وجداني، 1380: 116).

 در اين مقاله، نظر به وسعت و اهميت موضوع، سعي شده فقط به عدد هفت پرداخته شود. هفت عددي است معروف؛ از ميان اعداد، شماره هفت از ديرباز مورد توجه اقوام مختلف جهان بوده، اغلب در امور ايزدي و نيك و گاه در امور اهريمني و شر بكار مي‌رفته است. وجود عواملي مانند تعداد سياره‌هاي مكشوف جهان باستان و همچنين رنگ‌هاي اصلي، مؤيد رحجان و جنبه ماوراء طبيعي اين عدد گرديده است. و اين امر در فرهنگ مردم ايران مانند بسياري از فرهنگ‌هاي جهان به طور برجسته‌اي نمايان مي‌باشد. به طوري كه در طول تاريخ ايران (چه پيش از اسلام و چه بعد از آن) در اعتقادات، باورداشت‌ها، مراسم و آيين‌ها، ادبيات و حتي صحبت‌هاي روزمره و عاميانه مردم و …شاهد حضور و نقش عدد هفت مي‌باشيم.

در ادامه، ضمن آوردن سابقه جايگاه والا و مقدس عدد هفت در فرهنگ مردم ايران، به معرفي و توضيح مراسم «يدي‌گئجه» آذربايجاني‌ها، به عنوان مراسمي كه با عدد هفت عجين مي‌باشد، خواهيم پرداخت. از اهداف ديگري كه دنبال خواهد شد، بررسي و جستجوي عدد هفت در مجموعه آثار فولكلوريك صادق‌هدايت مي‌باشد. صادق‌هدايت يكي از نخستين نويسندگان و پژوهشگراني است كه با فرهنگ عاميانه مردم ايران برخورد بسيار جدي و علمي داشته و مجموعه‌اي نفيس و غني در اين زمينه به يادگار گذاشته است؛ آثاري كه به نظر مي‌رسد با دنبال نمودن رد پاي عدد هفت در لابلاي آداب و رسوم‌، قصه‌ها و افسانه‌ها، ترانه‌ و متل‌ها، امثال و اصطلاحات محلي و ... جمع‌آوري شده در آن، مي‌توان نمونه‌هاي متعدد و ارزنده‌اي در خصوص جايگاه اين عدد سحرآميز و مقدس در فرهنگ مردم ايران يافت و ارائه نمود.

 

كليدواژه‌ها: عدد هفت، فرهنگ، آذربايجان، زائو، نوزاد، تولد، يدي‌گئجه، صادق‌هدايت، فرهنگ عامه.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 14:56  توسط محراب  |