تبليغاتX
محراب معماری

محراب معماری

معماری و هنرهای وابسته

نارسيس يا نرگس


جهت مطالعه به ادامه مطلب مراجعه کنید

herman.jpg


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 10:27  توسط محراب  | 

پیوند میان اسطوره و ادبیات



شاید از آن هنگام که انسان سخن گفتن را آغاز کرد ، داستان ها و افسانه ها نیز پا به میدان اندیشه اش نهادند و هزاران سال با او پهلو به پهلوی تاریخ پیش آمدند . امروزه یکی از شیرین ترین و شگرف ترین رشته های دانش بشری ، شناخت و کاوش داستان هایی است که از دورترین زمانه ها به جا مانده و این رشته را « اسطوره شناسی » یا میتولوژی mythology نام نهاده اند .


مؤلف : فاطمه تنهائی

ماخذ: www.nedayeazad.com

جهت مطالعه به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 9:50  توسط محراب  | 

آینه

سایت های مرتبط

www.aynehkari.com

 

آینه بندان/آینه بندی/آینه خانه/آینه دار/آینه داری/آینه دان/آینه زدا/آینه زدایی/آینه کاری/آینه گر/آینه گردان/آینه گری/آینه گون/آینه لی/آینه ور 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 9:40  توسط محراب  | 

فهرست همایش های مربوط به معماری

جهت مطالعه فهرست همایش های مربوط به معماری ادامه مطلب را کلیک کنید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 12:48  توسط محراب  | 

کاشیکاری

چند مقاله با موضوع کاشیکاری از منابع مختلف ارائه می کنم

جهت مطالعه ادامه مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 11:15  توسط محراب  | 

بخشی از جزوه درسی آشنایی با هنرهای وابسته به معماری

دسته بندي هنرهاي سنتي دستي
براي شناخت بهتر و راحت تر هنرهاي سنتي دستي بايد آنها را در گروهايي و دسته هايي قرارداد.  اين عمل باعث سهولت در شناسايي و تحقيق درباره هنرهاي سنتي دستي مي گردد.
تاکنون استادها و هنرمندان سعي نموده اند اين مهم را به انجام رسانند، ولي از آنجا که ايران عزيز داراي هنرها ي سنتي دستي بسيار زيادي مي باشد که هر کدام تا حدودي به مناطق خاص تعلق دارد و اينکه بسياري از اين هنرها شباهت هاي بسيار زيادي چه از لحاظ نوع جنس مواد اوليه، نحوه و شيوه ساخت و کاربرد و نحوه استفاده دارد، تقسيم بندي کاملي صورت  نگرفته است؛ و اين امر بسيار مشکل و حتي غير ممکن به نظر مي رسد چرا که هنرهاي سنتي دستي ايران بسيار زياد مي باشند و حتي تاکنون بسياري از آنها ناشناخته باقي مانده است.
حال به چند نمونه از تقسيم بندي هايي که تاکنون انجام گرفته نظري مي افکنيم :

جهت مطالعه ادامه مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 10:5  توسط محراب  | 

دلایل نامگذاری منطقه های تهران

*سید خندان
سیدخندان پیرمردی دانا و البته خنده‌رو بوده كه پیشگویی‌های او زبانزد مردم بوده است.
دلیل نامگذاری این منطقه نیز احترام به همین پیرمرد بوده است؛ البته بعدها نام سید خندان بر ایستگاه اتوبوسی در جاده قدیم شمیران هم اطلاق می‌شده است.
*فرمانیه
در گذشته املاك زمین‌های این منطقه متعلق به كامران میرزا نایب‌السلطنه بوده است و بعد از مرگ وی به عبدالحسین میرزا فرمانفرما فروخته شده است.
*فرحزاد
این منطقه به دلیل آب و هوای فرح انگیزش به همین نام معروف شده است.
*شهرك غرب
دلیل اینكه این محله به نام شهرك غرب معروف شد ساخت مجتمع‌های مسكونی این منطقه با طراحی و معماری مهندسان آمریكایی و به مانند مجتمع‌های مسكونی آمریكایی بوده و در گذشته نیز محل اسكان بسیاری از خارجی‌ها بوده است.
 *آجودانیه
آجودانیه در شرق نیاوران قرار دارد و تا اقدسیه ادامه پیدا می‌كند. آجودانیه متعلق به رضاخان اقبال‌السلطنه وزیر قورخانه ناصرالدین شاه بوده، او ابتدا آجودان مخصوص شاه بوده است.
*اقدسیه
نام قبلی اقدسیه (تا قبل از 1290 قمری) حصار ملا بوده است. ناصرالدین شاه زمینهای آنجا را به باغ تبدیل و برای یكی از همسران خود به نام امینه اقدس (اقدس الدوله) كاخی ساخت و به همین دلیل این منطقه به اقدسیه معروف شد.
*جماران
زمین‌های جماران متعلق به سید محمد باقر جمارانی از روحانیان معروف در زمان ناصر الدین شاه بوده است. برخی از اهالی معتقدند كه در كوه‌های این محله از قدیم مار فراوان بوده و مارگیران برای گرفتن مار به این ده می‌آمدند و دلیل نامگذاری این منطقه نیز همین بوده است و عده‌ای هم معتقدند كه جمر و كمر به معنی سنگ بزرگ است و چون از این مكان سنگ‌های بزرگ به دست می‌آمده ‌است‌، آن‌جا را جمران‌، یعنی محل به‌دست آمدن جمر نامیده‌اند.
*پل رومی
پل رومی در واقع پل كوچكی بوده كه دو سفارت روسیه و تركیه را هم متصل می‌كرده است. عده‌ای هم معتقدند كه نام پل از مولانا جلال‌الدین رومی گرفته‌شده است‌.
*جوادیه
(در جنوب تهران) بسیاری از زمینهای جوادیه متعلق به آقای فرد دانش بوده است كه اهالی محل به او جواد آقا بزرگ لقب داده بودند. مسجد جامعی نیز توسط جواد آقا بزرگ در این منطقه بنا نهاده است كه به نام مسجد فردانش هم معروف است.
*داودیه
(بین میرداماد و ظفر) میرزا آقاخان نوری صدر اعظم این اراضی را برای پسرش‌، میرزا داودخان‌، خرید و آن را توسعه داد. این منطقه در ابتدا ارغوانیه نام داشت و بعدها به دلیل ذكر شده داودیه نام گرفت‌.
*دركه
اگر چه هنوز دلیل اصلی نامگذاری این محل مشخص نیست اما برخی آنرا مرتبط به نوعی كفش برای حركت در برف كه در این منطقه استفاده می‌شده و به زبان اصلی "درگ" نامیده می‌شده است دانسته‌اند.
*دزاشیب
(در نزدیكی تجریش) روایت شده است كه قلعه بزرگی در این منطقه به نام " آشِب" وجود داشته است و در گذشته نیز به این منطقه دزآشوب و دزج سفلی و در لهجه محلی ددرشو می‌گفتند.
*قلهك
كلمه قلهك از دو كلمه «قله‌» و «ك‌» تشكیل شده است كه قله معرب كلمه كله‌، مخفف كلات به معنای قلعه است‌. عقیده اهالی بر این است كه به دلیل اهمیت آبادی قلهك كه سه راه گذرگاه‌های لشگرك‌، ونك و شمیران بوده است‌، به آن( قله- هك) گفته شده است‌.
*كامرانیه
زمین‌های این منطقه ابتدا به میرزا سعیدخان‌، وزیر امور خارجه‌ تعلق داشت، و سپس كامران میرزا پسربزرگ ناصرالدین شاه‌، با خرید زمین‌های حصاربوعلی‌، جماران و نیاوران‌، اهالی منطقه را مجبور به ترك زمین‌ها كرد و سپس آن جا را كامرانیه نامید.
 *محمودیه
( بین پارك وی و تجریش یا ولیعصر تا ولنجك) در این منطقه باغی بوده است كه متعلق به حاج میرزا آقاسی بوده است و چون نام او عباس بوده آنرا عباسیه میگفتند. سپس علاءالدوله این باغ بزرگ را از دولت خرید و به نام پسرش‌، محمودخان احتشام‌السلطنه‌، محمودیه نامید.
*نیاوران
نام قدیم این منطقه گردوی بوده است و برخی معتقدند در زمان ناصرالدین شاه نام این ده به نیاوران تغییر كرده است به این ترتیب كه نیاوران مركب از «نیا» (حد، عظمت و قدرت‌) ؛ «ور» (صاحب‌) و «ان‌» علامت نسبت است و در مجموع یعنی كاخ دارای عظمت‌.
*ونك
نام ونك تشكیل شده است از دو حرف (ون‌) به نام درخت و حرف (ك)كه به صورت صفت ظاهر می‌شود.
*یوسف آباد
منطقه یوسف آباد را میرزا یوسف آشتیانی مستوفی‌الممالك در شمال غربی دارالخلافه ناصری احداث كرد و به نام خود، یوسف آباد نامید.
*پل چوبی
قبل از این كه شهر تهران به شكل امروزی خود درآید، دور شهر دروازه‌هایی بنا شده بود تا دفاع از شهر ممكن باشد. یكی از این دروازه‌ها، دروازه شمیران بود با خندق‌هایی پر از آب در اطرافش كه برای عبور از آن‌، از پلی چوبی استفاده می‌شد. امروزه از این دروازه و آن خندق پر از آب اثری نیست‌، اما این محل همچنان به نام پل چوبی معروف است.
*شمیران
نظریات مختلفی درباره این نام شمیران وجود دارد. یكی از مطرح‌ترین دلایل عنوان شده تركیب دو كلمه سمی یا شمی به معنای سرد و "ران" به معنای جایگاه است و در واقع شمیران به معنای جای سرد است. به همین ترتیب نیز تهران به معنای جای گرم است. همچنین در نظریه دیگری به دلیل وجود قلعه نظامی در این منطقه به آن شمیران می‌گفتند و همچنین برخی نیز معتقدند كه‌ یكی از نه ولایت ری را شمع ایران می‌گفتند كه بعدها به شمیران تبدیل شده است.
*گیشا
نام گیشا كه در ابتدا كیشا بوده است برگرفته از نام دو بنیانگذار این منطقه (كینژاد و شاپوری) است.
*منیریه
(در جنوب ولیعصر) منیریه در زمان قاجار یكی از محله‌های اعیان نشین تهران بوده و گفته شده نام آن از نام زن كامران‌میرزا، یكی از صاحب‌منصبان قاجر، به نام منیر گرفته شده‌ا
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 14:31  توسط محراب  | 

واژه نامه معماری ایرانی

 

 آبدارخانه : فضای مخصوص تهیه چای و شربت و قلیان

 اتاق گوشوار : اتاقی که در طبقه بالا کنار تالار قرار می گیرد و به آن ارتباط دارد

 ارسی : پنجره بزرگ چوبی که یک جبهه اتاق را به طور کامل می پوشاند و دارای بازشوهای کشویی بالارونده و شیشه های رنگین است

 

جهت مطالعه به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 18:20  توسط محراب  | 

مفاهیم نمادین دایره، مربع، و مثلث

هر چیز، هر پدیده، و هر تصویری در طبیعت می تواند برای انسان تبدیل به نماد شود. از مادی ترین و ملموس ترین چون سنگ و چوب و برگ و حیوانات گرفته تا دور از دسترس ترین مثل ماه و خورشید و چهار عنصر مثالی. هر آنچه که اثر انسان بر زمین است؛ معماری، نقاشی، و به طور کلی آنچه که آنرا فرهنگ و تمدن می نامیم چیزی نیست جز طبیعت  ناب که توسط انسان وام گرفته شده و دوباره بازنمایی شده است. اینجا انسان درست به سان تبدیل کننده ( کاتالیزور) عمل میکند.

 

جهت مطالعه به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 17:51  توسط محراب  | 

فهرست مقالات چاپ شده دانشجویان دانشگاه آزاد غرب

جهت مطالعه به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 12:29  توسط محراب  | 

کتابشناسی هندسه نقوش

ماخذ: http://www.iran-eng.com/archive/index.php/t-67683.html

نقوش‌ ق‍طاع‍ی‌ (http://opac.nlai.ir/opac-prod/search/briefListSearch.do?command=FULL_VIEW&id=744787&pageStatus=0)
خ‍ان‍ی‌، ب‍ه‍روز

روابط فرهنگی شرق ایران با دره سند در پیش از تاریخ (http://opac.nlai.ir/opac-prod/search/briefListSearch.do?command=FULL_VIEW&id=1101883&pageStatus=0)
رمضانی‌زاده، جعفر

طرح و رنگ منسوجات دوره ساسانی (http://opac.nlai.ir/opac-prod/search/briefListSearch.do?command=FULL_VIEW&id=1178361&pageStatus=0)
زراعیان، مریم

بررسی روشمند تپه چغادوسر (http://opac.nlai.ir/opac-prod/search/briefListSearch.do?command=FULL_VIEW&id=1177556&pageStatus=0)
زلقی، یعقوب

به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 12:29  توسط محراب  | 

عدد 7

زرتشت زمین را دارای 7 بخش میدانست ؛

آرامگاهِ کوروش بزرگ 7 پله دارد؛

از تجزیه نور خورشید 7 رنگ حاصل می شود؛

دوره کودکی 7 سال طول می کشد؛

عجایبِ هفتگانه؛

7 آتشکده زرتشت: آذرنوش، آذرمهر، آذرآبادگان، آذرتشت، آذرخرداد…..؛

7 پله ومرامِ اعتقادی برای رسیدن به عرفان زرتشتی وجود دارند: کلاغ، میهمان، سرباز، شیر، پارسی، خورشید، پیر(پدر)، که شیر وخورشید نمادِ پرچمِ ایرانیان شد.

به روایتِی هفت سین، نشانه هفت دانه گیاهی است که میتوان با آن سبزه نوروز را تهیه کرد: جو، ماش، عدس، ارزن، لوبیا، نخود و ..؛

در زمانهای پارسیانِ کهن، مردم از هر هفت دانه، سبزه می پروراندند - 10 روز قبل از نوروز - و ظروفِ آنرا بر سر درِ خانه های خود میگذاشتند و هر کدام بیشتر و بهتر سبز میشد، نشانه پر ثمریِ آن محصول برای کاشت در آن سال بود- سنت-.

در اصل 7 س، بمعنای هفت سپندان"فرشته" میباشد، که 6 تای آن الگوی 6 ابر فرشته در آیینِ زرتشتی میباشند و هفتمین اهورا مزدا میباشد، که بر آن اساس نامِ ماههای ایرانی نیز انتخاب شده اند:اردیبهشت"سبزه"؛ خرداد"سنجد"؛ امرداد"سرکه= انگور آماده سرکه شدن است"؛ شهریور"سمنو= که از جوانه گندم درست میشود"؛ بهمن"سماق= سماک"؛ اسفند= اسپندار مزد"سیب"؛ اهورامزدا"سیر".وجود چیزهای دیگری که نامشان با سین شروع میشوند - سماور، سکه،…- و یا چیزهایی که با سین شروع نمیشوند- ماهی، آیینه وشمعدان، …. - برای تزئین اشکالی ندارد ولی به هیچ وجه نمیتواند هفت سینِ اصلی را که نشانه هفت سپندار"فرشته" است، جایگزین کند.

در عیسویت آمده که عیسی 7 خوراکِ پسندیده داشت- نمک، سرکه، نان؛ تره، ماهی، روغن، عسل=انگبین-

در انجیلِ یوهنا آمده است که یوهنا 7 روح، 7 خورشید، 7 چهره، 7 گوسفندِ 7 شاخ و 7 سر و7 چشم را همراه با 7 فرشته در خواب دید؛

ادونتیست و بعضی دیگر فرقه های مسیحیت، 7 ژانویه را تولد اصلیِ عیسی میدانند؛

در مسیحیت 7 نوع نیایش، 7 گناه، 7 توبه، 7 اندوه و 7 شادی وجود دارد؛

در اسلام در مراسمِ حج، 7 دور خانه کعبه را می چرخند؛

معلقاتِ سبعه، 7 بتِ اصلی بر سر درِ خانه کعبه بودند؛

قرآن 7 بخش دارد: وعد، وعید، وعض، قصص، امر به معروف، نهی از منکر، ادنیه؛

عضو در سجده در وقتِ نماز بر زمین است؛

برای پاکیزه شدن اشاره به 7 بار آب کشیدن شده؛

اولین سوره قرآن 7 آیه دارد؛

در قرآن 7 بار سلام آمده: سلام به نوح، به ابراهیم، به موسی،

به هارون، به یاسین، به خالدین، به الحی فجر؛

اصحاب کهف 7 تن بودند؛

در بهشت 7 چشمه ونهر و در دوزخ 7 طبقه"عشکوب" است

که آخرینِ آن اسفل السافلین است؛

در قرآن آسمان را دارای 7 طبقه میداند؛ برای مردگان شبِ هفت میگیرند...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 10:33  توسط محراب  | 

سالنامه معماری ایران

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 11:56  توسط محراب  | 

ارسي، رقص نور با ساز چوب و شيشه

نويسنده: معصومه كريميان


    ارسي، چيدمان چوب و شيشه، يادگاري از روزگاران قديم و الهام گرفته از طرح هاي اصيل اسليمي كه در ساخت درها و پنجره بناها به كار مي رفت اكنون ديگر متداول نيست و تنها در خانه هاي برجاي مانده از قديم ديده مي شود، اين دست ساخته هاي اصيل چوبي هرچند در حال حاضر به دلايل مختلف ديگر ساخته نمي شود اما در سرتاسر ايران زمين در شهرها و روستاهاي قديمي هنوز وجود دارد و زيباتر از آن است كه از يادها فراموش شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 11:53  توسط محراب  | 

یک حرکت زیبا از استاد

چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.».....استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد بیایند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند....آنها به اولین مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتیازی پشت ورقه پاسخ بدهند که سوال این بود: « کدام لاستیک پنچر شده بود؟.php?A»....!!!

 ماخذ: http://naser-karami.persianblog.ir/

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 12:7  توسط محراب  | 

نمادشناسی نقش بز بر روی سنگ نگاره های ایران

بی شک سنگ نگاره های ایران نشان از تاریخی دور و دراز در این سرزمین دارند. نشان هایی از حیوانات ، انسان ها ، گیاهان و زندگی . همه و همه را می توان بر روی سنگ نگاره ها یافت و می توان ساعت ها بر روی آن ها مطالعه کرد و از طرق گوناگون به بررسی آن ها پرداخت. اما شاید نماد شناسی سنگ نگاره ها یکی از بهترین راه ها برای یافتن زبانی مشترک بین ما و کسانی که این نگاره ها را بر روی سنگ ها آفریده اند باشد. با نگاهی اجمالی بر نگاره ها می توان به سرعت یافت که نقش بز بیشترین نقش موجود بر روی این نگاره هاست.در مورد چرایی نقش بستن بز بر روی این سنگ نگاره ها تاکنون به صورت خلاصه به مواردی اشاره کرده اند ، مهم ترین و معروف ترین آن ها اشاره ای است به داستان آفرینش انسان ، داستان روییدن گیاهی با دو برگ ( احتمالا ریواس ) از نطفه ی کیومرث و هنگامی به صورت انسانی در دو جنس ( مشیه و مشیانه ) در آمد.بز کوهی در این داستان حیوانی است که از مشیه و مشیانه محافظت می کند و آن دو از شیر آن می نوشند. به همین دلیل فرض شده است که بز نشان باروری و رویش است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 18:6  توسط محراب  | 

همنواختي كتيبه و نقوش هندسي در بناهاي اصفهان عصر صفوي

دكتر مهناز شايسته‌فر

 استاديار دانشكده هنر دانشگاه تربيت مدرس و مدير مسئول موسسه مطالعات هنر اسلامي

 چكيده

وجود كتيبه‌ها در معماري اسلامي از خصايص بارز و مهم هر بنايي است. تزيينات كتيبه‌اي معماري اسلامي مانند گچ‌بري، آجركاري، سنگ‌كاري و كاشي‌كاري، گاهي با كاربرد مجزا و زماني در تلفيق با يكديگر توسط هنرمندان، نمايشي شگفت از زيبايي‌ها پديد آورده است. هنرمند اسلامي با كنار هم قرار دادن حروف و اشكال تصويري گوناگون بسيار زيبا و با تنوع فوق‌العاده‌شان كه هر كدام از آن‌ها تداعي‌گر شكلی است، توانسته تركيبي تازه و بسيار جذاب پديد آورد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 18:1  توسط محراب  | 

گره چینی در معماری اسلامی و هنرهای دستی

 

حفظ علوم، معارف، فنون و انتقال آنها از نسلی به نسل دیگر از طریق کتابت یکی از شیوه های مهمی بوده است که ایرانیان در دوره ی اسلامی اتخاذ کرده اند. ایرانیان به دلایل دینی و معنوی تا قبل از اسلام رغبتی به نوشتن معارف  و علوم از خود نشان نمی دادند. به همین دلیل اطلاعات درباره ی فرهنگ ایرانی قبل از اسلام نسبتاً ناچیز بوده است. ولی با آمدن اسلام، مسئله ی کتابت و ضبط علوم در نوشته ها اهمیت پیدا کرد و خوشبختانه در پرتو این سنت اسلامی، توانسته ایم از گنجینه ای غنی که نیاکان ما برای ما به یادگار گذاشته اند برخوردار شویم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 17:55  توسط محراب  | 

طبيعت در فرهنگ اسلام

دکترعليرضا منعام
 چكيده:در فرهنگ اسلامي, تحقيق در طبيعت و كشف قوانين حاكم بر آن, علاوه بر آن كه به عنوان آيات الهي و راهنماي انسان به سوي شناخت, نقشي اساسي دارند مي توانند به عنوان باور, راهنما و الگوي انسان در ساختن محيطي مناسب زيست و هماهنگ با نظم موجود در كائنات مورد بهره برداري قرار گيرند.
اين گفتار با گردآوري و تفحص در ديدگاههاي كلي اسلام به عناصر طبيعت و انديشه هاي اسلامي و تاثيرات آنها بر تمدن اسلامي كمك به شناخت طبيعت به عنوان نشانه هاي از حكمت خداوند مي كند . اين هدف اساسي در جايگاه خاص خود تمامي مجموعه گفتار را در بر مي گيرد ولي سعي اين تحقيق در رسيدن به هدفي خاص با عنوان نظر در طبيعت براي رسيدن به يك جز از كليات مي باشد كه در راستاي هدف كلي است

ماخذ: http://www.mydocument.ir/main/index.php?article=1363&type=print-article


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 17:36  توسط محراب  | 

هندسه در راز و رمزهای دینی

ماخذ: http://www.firooze.com/article-fa-533.html
                 زهره موسوی‌نیا  ۱۳۸۷/۰۴/۲۲
بررسی تطبیقی دایره به عنوان نماد دینی در تمدن‌های بین‌النهرین، ایران، آیین بودایی هند و چین

مقدمه:
در جهان باستان، اعتقادات دینی و اسطوره‌ای سر منشأ بسیاری حرکت‌های انسانی بود. درون و ذات هر پدیده‌ای که رخ می‌داد به نوعی به اسطوره و دین پیوند می‌خورد و هنر بهترین وسیله برای نمایش این تفکر دینی و اسطوره‌ای بود.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 17:29  توسط محراب  | 

تاریخه پرچم ایران

بهتر است بدانیم پرچم کشورمان چه جوری به وجود آمده است. مخصوصا حالا که پرچم جدید عراق هم رونمایی شده است ما باید اطلاعاتمان را در این زمینه کامل کنیم که کلاهمان یک روز سر از پس معرکه در نیاورد. این تاریخچه به اولین پرچمهای ایران تا امروز می پردازد!

 

http://www.iranalive.org

http://www.iranalive.orgبر خلاف اکثر عموم اولین پرچم ایران درفش کاویانی نبود بلکه اثر ذوق کورش کبیر بود. درفش کاویان زمانی درست شد که کاوه آهنگر یک هو قاطی کرد و دودمان هر چی آدم خونخوار که اول اسمش ضحاک بود را بر باد داد. کاوه فریدون را بر تخت شاهی نشاد و فریدون هم که خیلی از برچیده شدن حکومت ضحاک خوشحال بود دستور داد پیشبند کاوه را که بر سر نیزه زده بودند تا مردم را تحریک به قیام کنند طلاکاری کنند . از این به بعد شد درفش کاویانی!. کثرا فکر می کنند این پرچم اولین پرچم ایران بوده است.  حالا جالب است که درفش کاویانی را که با لباس آن بنده خدا درست نکردند. آن فقط یک نماد بود. درفشی که از روی آن ساخته شد وبه عنوان پرچم قرار گرفت از دوختن پوست پلنگ به عرض 5 متر و طول 7 متر درست شد!

 

تا زمانی که مسلمان ها ایران را گرفتند این پرچم ایران بود ولی مسلمان ها اجازه طرح پردازی را بر روی پرچم ندادند و ایران عملا بدون پرچم شد. پرچم سیاه جامگان و سرخ جامگان فقط یک رنگ داشت که هر چند پرچم الان لیبی هم فقط یک رنگ دارد ولی قبول کنید این دیگر اسمش پرچم نیست. برای همین سلطان محمود که به پادشاهی رسید توی پرچم سیاه سیاه جامگان که طرح ذوق ابومسلم بود یک ماه طلا دوزی کنند. پسرش مسعود که آمد از این سوسول بازی ها خوشش نیامد و دید ماه خیلی رمانتیک است و به دردش نمی خورد رفت سراغ علاقه اصلیش. شکار شیر!

سلطان مسعود که دید خیلی شیر دوست دارد سریعا یک شیر را به جای ماه به پرچم دوخت و از آن زمان تا قبل از انقلاب شیر شد نماد ایران. اگر می خواهید بدانید چطوری به فرانسه نگاه کنید که نشانش خروس است. آن زمان نشان ما شیر بوده است!

http://www.iranalive.orgدر زمان خوارزمشاهیان سکه هایی زده شد که عکس خورشید بر پشت شیر بود. به شخصه فکر می کنم که این به دلیل آیین مهرپرستی ایرانیان آن موقع بوده است که در این آیین خورشید بسیار مقدس بوده است. ولی هنوز تا زمان شاه خورشید باید صبر کنید.

 

http://www.iranalive.orgشاه طهماسب هم یک خورده در این واقعه اختلال ایجاد کرد و چون فکر می کرد که ماه حمل با نشان گوسفند خیلی پربرکت بوده است ( چون خودش متولد ماه حمل بوده است ) گوسفند را جایگزین شیر کرد. در بقیه آن دوران پرچم ایران یک پارچه سبز با مشان شیر و خورشید بود که شیر و خورشید انواع و اقسام حالات مختلف را در این دوران داشته اند. تا این که نادر ، شاه شد!

 

نادر شاه چند تا پرچم داشت ولی پرچم ایران را پرچمی سه رنگ قرار داد که از رنگهای پرچم فعلی تشکیل شده بود. در این پرچم که هنوز هم 4 گوش نشده بود و مثلثی بود یک شیر بود که خورشید از پشتش طلوع می کرد و در وسط خورشید عبارت الله الملک به چشم می خورد. این پرچم مادر پرچمهای جدید ایران شد!

 

http://www.iranalive.orgآقا محمد خان که آمد یک سری کارهای اساسی توی پرچم کرد. مثلا پرچم را 4 گوش کرد و به دست شیر ایران یک شمشیر هم داد. به خاطر این که با نادر هم مخالف بود رنگ پرچم را واحدی کرد که در شکل می بینید.

 

اما امیر کبیر. وقتی صحبت از امیر کبیر می شود باید بسیار با احترام صحبت کرد. این ایران امروز ساخته دست همان مرد است. هر چی خوبی توی ایران می بینیم یک نقشی در آن به عهده امیر کبیر بوده است.

امیرکبیر دلبستگی ویژه‌ای به نادرشاه داشت و به همین خاطر  پیوسته به ناصرالدین شاه توصیه می‌کرد شرح زندگی نادر را بخواند. امیرکبیر همان رنگ‌های پرچم نادر را قبول کرد ، اما دستور داد شکل پرچم مستطیل باشد (بر خلاف شکل سه گوشه در عهد نادرشاه. اگر این اتفاق نمی افتاد پرچم الان ما غیر استاندارد حساب می شد) و سراسر زمینه پرچم سفید، با یک نوار سبز به عرض تقریبی ۱۰ سانتی متر در گوشه بالایی و نواری سرخ رنگ به همان اندازه در قسمت پایین پرچم دوخته شود و نشان شیر و خورشید و شمشیر در میانه پرچم قرار گیرد، بدون آنکه تاجی بر بالای خورشید گذاشته شود. بدین ترتیب پرچم ایران تقریباً به شکل و فرم پرچم امروزی ایران درآمد. در آخر درباره رنگهای بیشتر صحبت می کنیم.

 

بعد از انقلاب مشروطه در مجلس برای مخالفت با روحانیون که اسفاده از عکس را حرام می دانستند نمایندگان شیر را نماد حضرت علی اعلام کردند. مشخص است که دیگر هیچ ایرانی جرئت نداشت با نشان حضرت علی مخالفت کند. حضرت علی هم که قربانش بروم یک شمشیر داشت به اسم ذوالفقار پس به دست شیر یک شمشیر هم داده شد. در همان زمانها هم بود که توسط پهلوی ها تاج به پرچم اضافه و برداشته می شد.

http://www.iranalive.org

 

این بود تا زمان پیروزی انقلاب ایران که پرچم این جوری شد.این پرچم را هم که می دانید توسط طولش یک و نیم برابر عرضش است. 22 بار الله اکبر در حاشیه ها دارد. یک هیئت 18 نفره این طرح را که توسط حمید ندیمی طراحی شده است تائید کرده اند.

 

http://www.iranalive.org

 

 

رنگ پرچم

درباره رنگ پرچم هم که می شود هر برداشتی کرد ولی کلا این ترتیب زیر از همه معتبرتر است:

  • سبز - نشانه خرمی و دوستی

  • سپید - صلح و دوستی (بر گرفته از نشانه زرتشتیان)

  • سرخ - نشان خون از دست رفتگان در راه ایران (شهیدان)

 

http://www.iranalive.org

البته می توانید برای این که بفهمید این سه رنگ در پرچم ایران چقدر قدمت دارند به عکس روی این دیوار که از هخامنشی مانده است و به عنوان پرچم اهورا ( فروهر) الان در موزه لوور نگهداری می شود توجه کنید.

 

http://www.iranalive.org

 

این سه رنگ امروز جزئی از هویت امروز ماست. در حقیقت پرچم ایران اگر هر احساسی به ایران داشته باشیم باز هم با وجود ما آمیخته شده است و همه ما را با این پرچم می شناسند. یک روز پرچم  شیر و خورشید و امروز این پرچم در وجود ماست.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 9:49  توسط محراب  | 

لیست همایش های اخیر معماری:

1.     اولین همایش سینما ومعماری٬ 28و29آبان ماه87.

محل برگزاری:تهران٬خیابان شهید فلاحی(زعفرانیه) ٬نبش فیروز کوه٬پلاک ٬69فرهنگستان هنر٬موسسه فرهنگی هنری آسمان.

 2.     نخستین همایش ملی دانشجویی معماری ایران٬تاریخ شروع همایش:1/10/1387 به

مدت 2 روز. محل برگزاری:کاشان ٬دانشگاه آزاد کاشان.

تلفن:03614460333

3.     دومین همایش علمی منطقه ای کویر ٬ارسال مقاله تا تاریخ 10/10/1387

تاریخ برگزاری همایش:22/12/1387 ٬ محل برگزاری: دانشگاه آزاداردستان

4.     اولین همایش بهسازی و نوسازی بافتهای فرسودهِ کشور

برگزار کننده:شرکت عمران و بهسازی ایران ٬ 20و21 آذر ماه 87

برای کسب اطلاعات بیشتر با دبیرخانه همایش تماس حاصل فرمایید:05116098600

ماخذ:    http://ancient-art.blogfa.com/

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 14:51  توسط محراب  | 

خانه های تهران

خانه اتحادیه

خانه امین السلطان معروف به خانه اتحادیه مانند دیگر خانه - باغ های دوره قاجاریه دارای اندرونی و بیرونی و از دو جهت دارای درهای ورودی و خروجی است. این خانهبین دو خیابان فردوسی و لاله زار قرار گرفته و از هر دو خیابان می توان به آن وارد یا خارج شد.

بخش اصلی این خانه از دوره ناصری است که در طی زمان بناهایی به آن اضافه یا از آن کم شد. یکی از بناهای چندگانه که در شمال غربی مجموعه قرار دارد مربوطه به دوره قاجاریه است ولی بقیه در دوره های بعد ساخته شده اند. این بنا مانند دیگر بناهای قاجایه دارای سبک و کالبد خاص است. سردر بسیار زیبای این خانه در کوچه معروف به اتحادیه در خیابان لاله زار قرار دارد. قسمت ورودی با آجر تزیین شده است.

قرنیز زیبایی در بخش فوقانی سردر و ستون توکار نیم گرد در دو طرف ورودی دیده می شود. دورتا دور قوس بالای در ورودی با نقش آجرکاری حصیری جفت جفت، قاب مربوط به اسماء جلاله و قوس مغولی برگشته در محل چراغ دان با نقوش اسلیمی که دو اژدها را نشان می دهد، تزیین شده است.

بنای کوچک و زیبایی در ضلع شرقی مجموعه قرار دارد و حوضخانه مجموعه با ارزش است. در این بنا تزئیناتی چون گچبری متنوع، مقرنس ( آنچه به شکل نردبان و پله پله ساخته شده ، بنای بلند مدور و ایوان آراسته و مزین با صورت ها و نقوش که بر آن با نردبان پایه روند ، قسمی زینت که در اطاق و ایوان ها به شکل های گوناگون گچبری کنند؛ کنگره دار) با گچ، ستون ها و نیم ستون های شیاردار، پایه ستون های شبیه گلدان ، سرستون های زیبا با نقوش گل و بوته، پنجره هایی به سبک دوره قاجاریه ، آجرکاری و نماسازی با آجر با طرح های مختلف بیش از همه خودنمایی می کند.

در قسمت ورودی بخش های تزیین شده با آجر، بسیار زیبا و نمودار سبک دوره قاجار است. این در ورودی در طی زمان تغییر یافته است. سردر دارای آجر تراش دار، قرنیز زیبا ، ستون توکار نیم گرد و پیش گرد ، آجر چینی به صورت حصیری جفت جفت و قوس هندی فوقانی است. داخل بنا از تزئینات مقرنس کاری، کاسه سازی، آویز گچی، نقوش اسلیمی گل و بوته و ... بهره بسیار دارد.

خانه امیربهادر

این خانه از مجموعه خانه های با ارزش دوره قاجاریه و در اصل متعلق به شادروان حسین پاشازاده معروف به امیربهادر جنگ ، وزیر دربار و وزیر جنگ مظفرالدین شاه قاجار بوده است. مساحت این بنا در حدود 3000 متر مربع است. در کتیبه دهلیز بنا چنین نوشته اند :«عمل میرزا آقا گچ کار ولد حسین 1318» این بنا در اصل حسینیه امیر بهادر بود که بعدها تحت تملک شرکت پخش سیگار ایران درآمد و در نهایت توسط انجمن آثار ملی خریداری شد و تعمیراتی در آن صورت گرفت. خانه امیربهادر دارای تالار بزرگ آینه کاری شده، زیرزمین آینه کاری شده ، تالار بزرگ بالا، حوضخانه با تزئینات کاشیکاری و اتاق های متعدد برای برگزاری جلسات و سخنرانی ها و قرائت خانه عمومی و همچنین اتاق های دیگر با کارکردهای مختلف است. این خانه در حال حاضر در تملک «انجمن آثار و مفاخر فرهنگی» است.

خانه امام جمعه

در محدوده بافت قدیم شهر تهران،در خیابان «ناصرخسرو» خانه معروف امام جمعه واقع است. همان گونه که از نام بنا برمی آید، این خانه متعلق به یکی از امام جمعه های تهران در دوره قاجار است و احتمالاً ساخت آن را می توان به اواسط دوران سلطنت ناصرالدین شاه یعنی سال های 1280 تا 1300 هـ . ق نسبت داد.

مدخل ورودی بنا توسط راهروی باریکی به حیاط نسبتاً بزرگی متصل می شود. وسط حیاط حوض سنگی به شکل مستطیل قرار گرفته و در دو طرف آن دو ستون سنگی دیده می شود که روی آنها مجسمه هایی به شکل انسان با پوشش دوران قاجار حک شده است. این بنا دارای بخش اندرونی و بیرونی، شاه نشین و تالار زمستانی است.

خانه شقاقی

این بنا در شمالی ترین بخش منطقه دوازده تهران،در جبهه شمالی خیابان کوشک حد فاصل فردوسی و لاله زار قرار دارد . این خانه را اغلب با عنوان خانه کوشک می شناسند. خانه شقاقی ابتدا به عنوان منزل مسکونی خانواده شقاقی مورد استفاده بود و بعدها به صورت یکی از مراکز آموزشی سازمان میراث فرهنگی کشور درآمد.

این بنا شامل زیرزمین، همکف، طبقه اول و کلاه فرنگی است که به صورت مورب در میان زمینی به ابعاد تقریبی 33×49 متر ایجاد شده است.

عمارت موقوفه فاضل عراقی

این خانهدر غرب میدان فردوسی، در کوچه پارس قرار دارد و موقوفه فاضل عراقی، مستشار و رئیس سابق دیوان عالی کشور است. بخشی از آن در سال 1334 شمسی به بیمارستان زنان اختصاص یافت.

معمار عمارت موقوفه فاضل عراقی با ایجاد پیش آمدگی و فرورفتگی جزیی در نما، تنوع ایجاد کرده است. بخش مرکزی نما با دری تمام شیشه در قسمت همکف ، و پنجره ای تمام شیشه در طبقه اول، پیش آمده ترین قسمت آن است. در طرفین آن دیوار کمی عقب نشسته و در هر سمت یک در و یک پنجره تمام شیشه قرار دارد. در قسمت بالای عمارت که به شیروانی منتهی می شود، کتیبه ای تقریباً پهن با آجر نقش برجسته کار شده که دارای حاشیه ای پهن در بالا و حاشیه ای باریک تر در پایین است. حاشیه ظریفی از کاشی نقش برجسته به رنگ فیروزه ای درون قاب باریکی از سفال دور درگاه ها، پنجره ها و سطوح مختلف نما حرکت می کند. کاشی های عمارت بسیار نفیس و روی آنها تصاویر شاهان باستانی ایران نقش شده است.

عمارت باغ فردوس

این خانه ارزشمند و تاریخیدر بخش شمالی شهر تهران قرار دارد . در داخل این خانه گچبری های کم نظیری به چشم می خورد که به مرور زمان رو به خرابی نهاده بود. 30 نفر از بزرگترین و مجرب ترین هنرمندان گچبر مأمور شده بودند تا این محوطه را بازسازی نمایند که مسن ترین آنها استاد «حسن رضایی تهرانی» با بیش از 90 سال و کم سن ترین آنها فرزند وی علیرضا رضایی تهرانی بود. استادان دیگری چون «حاج عباس عشقی» ، «اصغر زینت اعلایی» ، «رضا نجفی» ، «حاج سید علی اصفهانی» ، «استاد علی» ، «استاد یوسف» ، «حاج مصطفی شایگان» ، «حاج سید علی لطفی» ، «شعبان صحافا» ، «حسین نشاطیان» و ... باعث شدند این بنای ارزشمند دوباره احیاء شود .

این بنا در زمان قاجاریه ساخته شد. در این مجموعه گچبری گل و برگ و انگور با روش ها و سبک های رومی و یونانی و ایرانی ترکیب شده و طرحی جدید را به وجود آورده است. به علت حضور گچ بران متعدد – در دوره ساخت و نیز مرمت بنا – هر اتاق ، سقف، ستون و راهرو به دست یک گروه بازسازی شد. به همین دلیل نوع ، سبک و طرح هر اتاق با اتاق دیگر متفاوت است. سالن قندیل زیرزمین باغ فردوس تقلیدی از قطار و آویز و کاسه است. به نقل از استادان مرمت کار ، نقطه آغاز و پایان کار نامعین است. آنچه که این کار را از دیگر کارها متمایز می کند توخالی بودن آویزه هایی است که از سقف به پایین آمده است. نوع سبک و مرمت کار حاج عباس عشقی است.

عمارت و باغ فرمانیه

اثر تاریخی باغ فرمانیه نمونه ای از معماری اصیل ایرانی مربوط به اوایل دوره قاجار با کاشی های طرح دار دوره ناصری است. ملک فرمانیه شامل باغ، زمین بایر و چندین رشته قنات، در سال 1326 هـ . ق به «کامران میرزا نایب السلطنه» قاجار تعلق گرفت و پس از فوت او به دخترش رسید. بعد از آن «میرزا فرمانفرما» از شاهزاده های قاجار، شمال باغ، سهم قنات ها و سایر متعلقات را خریداری کرد. در سال 1319 باغ و تمام متعلقات آن به سفارت ایتالیا فروخته شد. بناهای این باغ دارای جزئیات معماری اصیل ایرانی اوایل دوره قاجار است.

مجموعه بنای بیرونی شامل یک شاه نشین و دو اتاق سردری در طرفین حوضخانه ، دو اتاق پنج دری در دو طرف شاه نشین مشرف به باغ است. در مرکز این بنا ، حوضخانه ی هشت ضلعی که با الگوی معماری چهار طبقه چهار صفه و طاق گنبدی طراحی شده ، قرار دارد.

گچبری حوضخانه ، چشم را به فراز گنبد، جایی که نورگیر گنبد نور خورشید را به درون می کشد و بر حوض مدور زیرین و پنجره های اُرُسی سه طرف حوضخانه می پراکند، راهنمایی می کند.

مهمترین عامل تزیینی به کار رفته در بنای بیرونی و اندرونی، کاشیکاری طرح دار دوره ناصری است که به طور یقین از ساختمان دیگری به این بنا منتقل شده است. نمای شمالی بسیار ساده است و با ستون های آجری مسطح با تلفیقی از گچ مشاهده می شود. نمای جنوبی و اصلی ساختمان بیرونی با ایوان سراسری به فضای باغ گشوده می شود. ستون های موجود بخشی از تزئینات الحاقی است.

خانه شهید مدرس

خانه شهید سید حسن مدرسدر محله عودلاجان از محلات محدود حصار ناصری شهر تهران قرار دارد. این خانه که کامل ترین شکل یک خانه سنتی را در بافت تاریخی تهران به نمایش می گذارد، از بخش های مختلف اندرونی؛ بیرونی، مطبخ، کالسکه خانه و ... تشکیل شده است. در این خانه تاریخی مجموعه ای از هنرها شامل گچبری، حجاری، آجرکاری، گره چینی، نقاشی و کتیبه نگاری در کامل ترین شکل، به کار رفته است. در نقشه ی تاریخی شهر تهران که متعلق به سال 1275 هـ . ق است، این خانه با عنوان «خانه وزیر مختار فرانسه» مشخص شده است. مرحوم سید حسن مدرس در اوایل قرن معاصر و در دوره نمایندگی مجلس، در این خانه سکونت داشت.

بنای تاریخی مسعودیه

بنای تاریخی مسعودیه،در خیابان اکباتان تهران، به دستور ظل السلطان فرزند ناصرالدین شاه همزمان با کاخ گلستان احداث شد. این مجموعه در محدوده میدان بهارستان و خیابان های ملت و اکباتان قرار دارد و شامل پنج عمارت اصلی و تاریخی است و قدمت آن به سال 1295 می رسد. عمارت مسعودیه با توجه به نقشه عبدالغفار، در زمینی به مساحت چهل هزار متر مربع احداث شد. آنچه امروز از این باغ و عمارت باقی مانده نیمه ی غربی مجموعه در زمینی به مساحت حدود دو هکتار است.

تالار سلام این مجموعه زیر نظر صنیع الملک نقاش باشی برای «میرزا آقاخان اعتمادالدوله» صدراعظم آقاخان نوری نقاشی شد. در عمارت مسعودیه کتیبه هایی به تاریخ 1295 هـ . ق باقی مانده است. عمارت اصلی یعنی دو بنای واقع در جبهه ی جنوبی شامل دیوان خانه و حوضخانه و عمارت سردر، تغییرات عمده ای نیافته اند اما بدنه ی غربی که در کنار خیابان ملت قرار داشت و بدنه ی شرقی به طور کلی تخریب شده است. در عمارت مشیریه و عمارت سید جوادی نیز تغییراتی مشاهده می شود که باید گفت ناشی از تغییر سلیقه ی حاکم در اوایل دوره ی پهلوی بوده است . سردر کالسکه روی عمارت مسعودیه همچنان باقی است.

این مجموعه که هم زمان با کاخ گلستان بنا شد و به ویژه تزیینات معماری آن ، متأثر از نفوذ هنر غربی در سال های اواخر حکومت قاجار است، در سال 1320 توسط دولت از دختر ظل السلطان خریداری شد و در اختیار وزارت معارف وقت قرار گرفت و بیش از 75 سال در اختیار وزارت آموزش و پرورش بود.

این عمارت با تصویب نامه ی هیأت وزیران در اختیار سازمان میراث فرهنگی کشور قرار گرفته است تا کارهای بازسازی و مرمت آن انجام شود.

خانه مشیر الدوله پیرنیا

این بنادر خیابان لاله زار بین جمهوری و منوچهری قرار گرفته و در اصل متعلق به حسن پیرنیا بود .از خصوصیات این بنا گچبری و فرنگی کاری، کاشیکاری همراه با کاشی های منقوش به تصاویر شخصیت های اساطیری و تاریخی است.

خانه وثوق

این بنا در سال 1253 هـ . ق یا 1211 شمسی در زمان محمدشاه قاجار برای یکی از صاحب منصبان دوره قاجاریه به نام «میرزا محمد قوام الدوله آشتیانی» ساخته شد.

این بنادر خیابان 15 خرداد کوچه «میرزا محمود وزیر» قرار دارد. هفت دری در این بنا یکی از تزئینات بنا به شمار می رود. ورود به قسمت داخل ساختمان از حیاط بیرونی و حیاط دَوُرنی از طریق دو راه پله انجام می شود . پله ها دارای ازاره (آن قسمت از دیوار اتاق و یا ایوان که از کف طاقچه تا روی زمین بود) های سنگی هستند که نقوشی روی آن حک شده است. دو راهروی پایین توسط تالار آینه و تـَنـَبی ( محلی است برای پذیرایی) به هم مرتبط می شود ولی راهروهای طبقه دوم به علت وجود شیروانی از داخل ساختمان به هم مرتبط نیست و تنها راه ارتباطی آنها از طریق حیاط است.

طبقه اول را روی هم دو تالار بزرگ آینه و تنبی با سفره خانه، دو راهرو و سه اتاق دیگر در ضلع شرقی ساخته شده اند.

زیرزمین ساختمان در قسمت زیرین تالار آیینه و تنبی قرار گرفته که تنها از حیاط درونی و توسط دو در می توان به آن وارد شد. آرایش درها از نوع گره سازی با چوب است. نور طبیعی زیرزمین در دو ضلع شمال و جنوب با آجرهای لعاب دار آبی رنگ موسوم به پاچنگ تأمین می شود. دیوارهای بنا از خشت و سقف از جنس چوب است. تزئیناتی که در بنا به کار رفته شامل آینه کاری، نقاشی گل و مرغی روی گچ ، مقرنس کاری و گچبری است. کف اتاق ها با کاشی های ابر و باد پوشانده شده و بیشترین تزیین بنا مقرنس کاری است.

برخی دیگر از خانه های دوره قاجاریه در تهران

خانه میرزا محمود وزیر در خیابان امیرکبیر،خانه اخوان علیزاده،خانه قدیمی صفوی در سرچشمه،خانه رضاشاه در خیابان امام خمینی،خانه صبا، خانه بهزاد در خیابان انقلاب،خانه علاءالدوله در خیابان فردوسی،خانه مستوفی در خیابان پانزده خرداد،خانه احسانی در پامنار کوچه بهاءالدوله؛خانه بازار مسگرها در خیابان مصطفی خمینی،خانه نصرالدوله در سرچشمه،خانه کلارا آبکار در خیابان جمهوری اسلامی،خانه هدایت در خیابان هدایت،خانه قوام السلطنه در خیابان 30 تیر و ...

باغ شاه (پادگان حر) م.حر
خانه اعلم السلطنه خ.حافظ
خانه امیر بهادر (انجمن آثار و مفاخر ملی) خ.ولیعصر پل امیربهادر
خانه انیس الدوله خ.ولیعصر روبروی مهدیه تهران
خانه بهزاد خ.آذربایجان
خانه پروفسور عدل خ.ولیعصر بالاتر از تقاطع سپه
خانه قوام الدوله سرچشمه ک.میرزا محمود وزیر
خانه قیصری جمهوری خ.لاله
خانه مقدم خ.امام خمینی نرسیده به چهارراه ولیعصر جنب شفیع ها
خانه ملیحه گلستانه خ.قزوین پل امیر بهادر
عمارت تیمور تاش خ.دانشگاه جنگ
کاخ مرمر خ سپه تقاطع ولیعصر

منبع : سیمای میراث فرهنگی استان تهران

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 10:39  توسط محراب  | 

عمارت قوام الدوله آشتياني

نام اثر: عمارت قوام الدوله آشتياني ( خانه وثوق )   
شمارة ثبت در فهرست آثار ملي ايران 2024
آدرس: خيابان اميركبير، ما بين چهارراه سرچشمه و سه راه امين حضور،‌ كوچه ميرزا محمود وزير ( شهيد عليرضا جاويدي )
پلاك 18

معرفي اجمالي اثر ( ويژگيهاي فرهنگي، هنري و تاريخي ):

   بناي مورد نظر در محدودة‌ جغرافيايي به طول 05/51 درجه و 35/51 دقيقه شرقي و عرض 34/35 درجه و 50/35 دقيقه شمالي قرار گرفته و ارتفاع آن از سطح دريا 1280 متر و بر روي خط زلزله خيز قرار دارد. عمارت تاريخي قوام الدوله در محدوده شمال شرقي داخل حصار طهماسبي و در محله عودلاجان قرار داشته و از لحاظ موقعيت و ارتباط با محلات اطراف و نزديكي با ارك شاهي حائز اهميت بوده است. اين عمارت از سمت جنوب شرقي با محله چال ميدان و از سمت جنوب غربي با محله بازار و از سمت غرب با ارك شاهي مرتبط بوده است. اين بنا در سال 1253 هـ . ق برابر با 1211 هـ . ش در زمان محمد شاه قاجار براي يكي از صاحب منصبان آن دوره به نام ميرزا محمد مستوفي قوام الدوله آشتياني ساخته شد كه بنا، بعد از وي به پسرش ميرزا ابراهيم معتمدالسلطنه و بعد از آن به فرزندش ميرزا حسن خان وثوق الدوله واگذار شد.


   گفته مي شود سراي قوام الدوله در گذشته بصورت يك مجموعه از سرا هاي كنوني خانه و برخي از بخشهاي همسايه شرقي و غربي بوده است از جمله بخشهاي عمارت در زمان قوام الدوله عبارت اند از : كالسكه خانه ( كه اكنون به پارك تبديل شده )، سراي بيروني، سراي اندروني،  حسينيه، حمام قوام الدوله، اتاق عقد و…  

   ساختمان تاريخي قوام الدوله در حال حاضر در سه طبقه شكل گرفته كه دو حياط وسيع در شمال و جنوب، آن را در ميان گرفته اند اين عمارت شامل يك زير زمين زيبا است . در طبقه اول دو تالار متصل به هم قرار دارند كه داراي سقفهاي بلند و هم ارتفاع مي باشند و در طرفين تالارها دو راهرو و چهار اطاق در دو طبقه تالارها را در بر گرفته اند. اطاقها كوچك ولي تالارها وسيع و باشكوهند. 
تالار جنوبي از كف تا سقف از نقاشي رنگ روغن پوشيده شده است. در اين تالار نقشها آميزه اي از روشهاي ايراني و فرنگي هستند و هيچ سطحي از چشم هنرمندان دور نمانده و تمام سطوح اتاق پر كار و پر نقش مي باشند. در شمال تالار نقاشي و در سوي ديگر آن تالار آينه قرار دارد، تالار مستطيل شكلي كه به واسطه يك ارسي هفت دري به حياط شمالي ارتباط دارد كه در صورت بالارفتن ارسي تالار به ايوان تبديل خواهد شد. در جنوب تالار هم يك ارسي سه دري ارتباط تالار آينه را با تالار نقاشي برقرار ميكند تا در صورت نياز به چشم اندازي نقش در نقش تبديل گردد. در طرفين شاه نشين تالار نقاشي، دو باد گير استقرار يافته اند كه با باز كردن درهاي تالارها مي توان به هر دو تالار امكان تنفس هواي تازه را برقرار كرد،‌ اين بادگيرها از داخل كوچه چشم انداز زيبايي به خانه تاريخي قوام الدوله بخشيده اند.


 اقدامات مرمتي انجام شده تاكنون:

تعميرات اساسي بنا اولين بار و بعد از تملك آن توسط وزارت فرهنگ و هنر در فاصله سالهاي1345 تا 1350 توسط سازمان ملي حفاظت آثار باستاني و به دست استاد محمد كريم پيرنيا انحام گرفت. دفتر فني اين سازمان طي سالهاي 1352 و 1355 تعميرات تالار نقاشي را به انجام رساند. در سالهاي  1353 تا 1356 دفتر فني آثار باستاني در اين محل مستقر گرديد. دوره ديگر تعميرات بنا، به اقدامات پس از انقلاب اسلامي برميگردد. در اين دوره علاوه بر تثبيت رنگهاي تالار نقاشي نسبت به استحكام بخشي سقف تالار آينه و انجام تعميرات اساسي آن كه در اثر انفجارات مهيب محل حزب جمهوري اسلامي در سرچشمه و انفجار بمب در ميدان امام خميني تخريب شده بود اقدامات به موقعي صورت پذيرفت.

دوره هاي جديد كارهاي  مرمتي در خانه قوام الدوله از تابستان 1381 شروع شده و تا بحال ادامه داشته است.

مهم ترين كارهاي انجام شده در مرمت سال 81 عبارتند از :

1- احداث يك فضاي جديد و سرويس در امتداد شمالي زيرزمين در زير حياط.

2-  ايجاد كانال دفع رطوبت در پشت خانه قوام الدوله در خيابان ميرزا محمود وزير.

3-  شستشوي آجرهاي زير زمين و بندكشي مجدد آن  و فرش كف از سنگ گندمك شيراز.

4- مرمت يكسري كاشي هاي قاجاري موجود و نصب آن در فضاي تازه احداث شمال زيرزمين .

5-  تعميرات خانه جبهه شرقي حياط شمالي و احداث كانال دفع رطوبت در كف آن.

6- تعميرات اورسي ها و تزئينات آينه كاري در تالارها .

7- برق كشي مجدد خانه قوام الدوله و بهينه سازي سيستم روشنايي.

8- بهينه سازي سيستم گرمايش و موتورخانه.  

9- آبرساني با لوله هاي پلي اتيلن به طول 110 متر از حوضچه پارك شمالي به دو حياط شمالي و جنوبي خانه قوام الدوله.

ماخذ: http://www.tehranmiras.ir/edarekol/kargah.htm

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 10:32  توسط محراب  | 

گردون مهر

 

صلیب شکسته نشانی قدیمی است.

صلیب شکسته یا سواستیکا یا گردانه مهر یک چلیپا با شاخه‌های ۹۰ درجه به سمت راست یا چپ است. که معمولاً با جهت افقی یا گوشه‌هایی با زاویه ۴۵ درجه می‌‌باشد. در شکل هندی نقطه‌هایی در هر ربع آن قرار می‌‌دهند.

واژه سواستیکا swastika از سانسکریت می باشد و آمیزه ای از سو = خوب و خوش + استی =هستی و استی، می باشد؛ یعنی، خوش بختی و نشان خوشبختی. در ایران باستان چنین نشانه ای را "گردونه مهر" می گفته اند.

سواستیکا در تمام هنرها و طراحی‌های تاریخ بشری پدیدار می‌‌باشد، نشان بسیاری از چیزها، همچون خوش اقبالی، خورشید، برهما یا هندوها بود. در روزگار باستان، صلیب شکسته در بین سومری ها، سلت ها و یونانی ها استفاده می‌‌شد.

در غرب، سواستیکا عموماً با نام صلیب شکسته و به عنوان نماد نازیسم شناخته می‌شود (به خاطر آنکه به عنوان نشان حزب ملی کارگران سوسیالیست آلمان به‌کار می‌رفت). پس از جنگ جهانی دوم، این نماد چهره مشهوری در غرب پیدا کرده‌است.

ماخذ: http://fa.wikipedia.org

گردونه مهر يا گردونه خورشيد كه به چليپاي شكسته نيز مشهور است ، نماد و نشانواره بسيار كهنسالي است كه آن را به قوم آريا و سرزمين ايران نسبت مي دهند ، هرچند كه يافته هاي باستان شناسي در زمينه ي پيشينه ي گردونه ي مهر بسيار اندك و تفسير پيرامون آن بسيار دشوار است ، اما از همين يافته هاي نادر باستان شناسي مي توان چنين برداشت كرد كه گردونه ي مهر نمادي مختص ايرانيان باستان بوده و به احتمال قريب به يقين ، اين نشانواره از نمادهاي آيين مهري يا ميتراييسم بوده است . آييني كه پيش از ظهور زرتشت در ايران رواج داشته و پس از تولد دين زرتشت نيز همچنان موقعيت خود را حفظ نمود و در دين زرتشتي نيز نفوذ يافت و بعدها ( حدوداً در سدة يكم پيش از ميلاد ) به غرب آسياي صغير گسترش يافت . خصوصاً ورود آيين مهر به روم و اروپا كاملاً محسوس است ، چنانكه دستاوردهاي باستان شناسي در اين زمينه اين امر را تأكيد مي كنند . البته اين در حالي ست كه پس از قدرت يافتن مسيحيت در اروپا و رقابت سرسختانه ي دين مسيحيت با آيين مهرپرستي ، سرانجام مسيحيت در اواخر قرن چهارم ميلادي بر دين ميتراييسم چيره شده و در اين ميان آثار باستاني مهري بسياري توسط مسيحيان نابود شده و يا تغيير شكل يافتند . گرامي داشت نماد گردونه ي مهر ، ريشه اي بس كهن دارد . گروهي از محققان بر اين باورند كه اين نشانواره نمادي از خورشيد است كه به مرور تغيير شكل داده شده . گروهي نيز بر اين باورند كه در جامعه هاي آغازين ، مردم به نماد چليپا چون مظهر آتش ، احترام مي گذاشتند و اين نماد ، نقشي از ابزار ابتدايي براي بدست آوردن آتش بود . ذكر يك تاريخ و مفهوم دقيق و حتي ذكر يك تاريخ حدودي پيرامون زمان پيدايش گردونه ي مهر بسيار دشوار و دور از دست است . اين امر دلايل گوناگون دارد . يافته هاي باستان شناسي پيرامون گردونه ي مهر ، هر چند كه اصالت آن را به سرزمين ايران نسبت مي دهند اما در بسياري از نقاط جهان و با قدمتي بسيار دور نيز مشاهده مي شوند . در بسياري از تمدن هاي باستاني كهن ، اين نماد مشهود است و نيز در سرزمين هاي بسيار دور نيز مشاهده شده . علاوه بر آن يكي از دلايل آنكه مفهوم گردونه ي مهر به درستي در متون و لوح هاي باستاني ذكر نشده آن است كه آيين مهر ، آييني بسيار راز آميز بوده و پيروان آن ، مفاهيم آييني را به صورت يك راز به نسل هاي بعدي منتقل مي كردند . از اين رو نه تنها مفهوم گردونه ي مهر ، بلكه بسياري از آداب و رسوم و باورهاي مهري ( ميترايي ) نيز در پرده اي از ابهام نهفته است و معدود اطلاعاتي كه امروزه در دست است از تفسير تصاوير به جاي مانده بر مهرابه هاي ميترايي و مختصر متون قديمي به جاي مانده استخراج شده . اين در حالي ست كه بسياري از مسيحيان و مخالفان آيين مهر در اروپا ، علاوه بر تخريب و نابودي آثار مهري ، متون مهري كاذب و دروغيني نيز بر جاي گذاشتند تا وجهه ي دين مهري را در نزد عوام و آيندگان خراب جلوه كنند . آنچه در ميان تفاسير مختلف پيرامون معنا و مفهوم گردونه ي مهر مورد توجه مي نمايد علاوه بر مفهوم نماد خورشيد ، مهر و آتش ، اشاره ي اين گردونه به آخشيج هاي چهارگانه( آب ، آتش ، خاک و باد ) است كه ممكن است نشانواره ي گردونه ي مهر به معناي آن باشد . همانگونه كه ذكر شد اين نماد در بسياري از تمدن هاي كهن يافت شده و نيز در بسياري از فرهنگ ها و باور ها راه يافت . از آن جمله اين نماد در دين بودايي نيز مشهود است كه موضوع اين نوشتار حول محور آن قرار دارد ، از اين رو در راستاي بررسي مفاهيم اين نماد و مختصر شناختي پيرامون باستان شناسي و ظهور آن در سرزمين ها و باورهاي گوناگون ، در ادامه ، ذكري كوتاه پيرامون مباحث فوق به ميان خواهد آمد و پس از آن نوشتار به بررسي مفهوم گردونه ي مهر در كيش بودايي خواهد پرداخت .گردونه ي مهر در ايران باستانبسياري از صاحبان نظران بر اين باورند كه منشاء اين نشانواره نزد قوم آريا بوده ، قومي كه بيشتر در قسمت هاي غربي ايران سكني گزيده بودند و تمد ن هاي شگفت آوري را موجب شدند . در مورد خاستگاه اين قوم جنجال بر انگيز ، صاحبنظران و محققان نظريات بسياري ارائه داده اند . آريايي ها به صورت دو شاخه ي غربي و شرقي در فلات ايران منتشر شدند كه از مهمترين آنها مادها و پارس ها مي باشند . آريايي ها نخستين پادشاهي جهاني را تأسيس كردند . گردونه ي مهر نشانواره اي ست بس كهن كه زادگاه و ريشه هاي آن بوضوح مشخص نيست و در اكثر تمدن ها و فرهنگ ها ي باستاني خود را نمايانده است . آنچنان كه مشهود است ، اين نشانه نخستين بار در خوزستان با قدمتي پنج هزار ساله ديده شده و گواه بر اين است كه ريشه اي عميق و ژرف در باورهاي ايرانيان داشته . نشانواره بر روي تكه سفالي كه توسط باستان شناسان بدست آمده مشهود است . در شهر سوخته1 نيز مهرهايي از جنس مرمر ، لاجورد ، مفرغ واستخوان و سفال كشف شده كه بر روي برخي از اين مهرها با قدمتي حدود پنج هزار سال ، اين نماد ديده مي شود . در هزار ه ي چهارم قبل از ميلاد در تل باكون مردوشت ( شيراز ) آوندهاي سفالين ، سفالينه هاي شكسته و منقوش نيز اين نشانواره را بر خود دارند . در حفاريهاي باستان شناسانه در گيلان فسا در استان شيراز، ظرف سفالين قرمز رنگي مربوط به هزاره چهارم قبل از ميلاد بدست آمده كه طرح اين نماد را بر روي آن مي بينيم . اين نشانواره را در تپه سيلك كاشان ، يكي از شاخص ترين تپه هاي پيش از تاريخ ايران بر روي ظرفي سفالي كه قدمتش به هزاره ي اول قبل از ميلاد مي رسد و همچنين بر روي يك كوزه از همين تپه نيز ، مي توان ديد . جام زريني در كلاردشت در سال 1318 خورشيدي به دست آمده كه بر روي آن پيكره ي شيري را مشاهده ميكنيم كه بر روي كپلش چليپاي شكسته مشهود است . لازم به ذكر است كه شير در نزد آرياييان مقام بالايي داشته و داراي عظمت بوده و نیز یکی از مظاهر آیین مهری نیز محسوب می شده . كاسه زرين زيبايي در كاوشهاي تپه ي حسنلو واقع در جنوب اروميه كشف شده كه اين كاسه نيز پيكره ي شير و شيربان را نشان مي دهد و جالب آنكه دوباره در اينجا بر روي كپل شير ، نشانواره ديده مي شود . گردنبند زريني كه سه چليپا را در خود نشان مي دهد ، در كاوشهايي كه توسط آقاي شهيدزاده در سال 56- 1355 خورشيدي در شهر رودبار گيلان به دست آمده كه مربوط به هزاره ي اول قبل از ميلاد مي باشد . همان طور كه مشخص است اين نشانواره از دوران هاي مختلف گذر كرده . در گرمي آذربايجان گورهايي به صورت خمره مانند يافت شده كه در ميان آنها تكه پارچه اي با طرح چليپاي شكسته مشهود است . در همين دوران و همين مكان تكه سفالي از يك خمره بدست آمده كه بر سطح آن ، نشانواره را به صورت برجسته مشاهده ميكنيم . هم اكنون اين تكه سفال در موزه ي ايران باستان حفاظت مي شود . اين نشانه تنها بر سطح ظروف سفالين و زرين و اشياء زرين و تكه پارچه ها مشهود نیست . این نشانواره بر روی سکه های باستانی نیز مشهود است از جمله سکه مهرداد دوم كه 38 سال سلطنت كرد و اشك نهم . در آن دوران نيز نشان چليپاي شكسته را بر روي گردنبند ها تصوير مي كردند و اين مطلب زماني روشن مي شود كه ما به آويزه ي گردني از جنس عقيق كه از جوبن گيلان يافت شده بر مي خوريم كه در سال 1345 خورشيدي به دست آمده . در ويرانه هاي كاخي در كوه خواجه سيستان كه قدمتي طولاني دارد و مقر فرمانداري اشكانيان بوده و داراي گچبريهاي زيبايي ست ما شاهد نماد چليپاي شكسته هستيم . بر روي كلاه اردشير ساساني ، بينانگذار شاهنشاهي ساسانيان در پارس نيز نشانواره مشهود است . در ويرانه هاي كاخي در بيشابور مربوط به ساسانيان چليپاي شكسته حضور دارد و نيز در گچبريهاي قلعه ي يزد گرد كه از جزيره ي كيش به دست آمده و كاخ تيسفون در عراق امروزي . نشانواره بر سكه ي سيميني كه در موزه ي بريتانيا نگهداري مي شود و به پاكه ( فرمانداري پارسي كه قبل از پيدايش دولت ساساني فرمانروايي مي كرده ) تعلق دارد ، ديده مي شود ، همچنين بر روي سكه ي بهرام ، سكه ي نرسي پسر شاپور كه اين سكه ها با نام شاهنشاه در شهرها ي ايران ضرب مي گرديده اند . آوند پايه دار سفاليني متعلق به 3500 فبل از ميلاد در بررسي هاي 1310 خورشيدي از تپه ي باستاني حصار دامغان يافت شده كه چليپا را نشان مي دهد . گردونه ي مهر در بسياري از آثار مشابه بدست ‎آمده توسط باستانشناسان در طول تاريخ ديده مي شود . اين نماد حتي در نگاره ها و معماري مذهبي پس از اسلام نيز مشهود است .گردونه ي مهر در سرزمين هاي ديگرچليپاي شكسته علاوه بر ايران در بسياري از اقوام و ملل ديگر نيز مشهود است كه گاه تاريخ آن بسيار كهن مي باشد . نشانواره در نزد اقوام و سرزمين هايي نظير مصر ( از دوره ي بطميوس به بعد ) ، هندوستان ، چين ، رم ، ژاپن ، آشور در شمال عراق ، انگلستان ، ايسلند ، ليتواني و آلمان و در ملت هايي چون سرخ پوستان امريكايي ، بوداييان ، اسكانديناوي و تيوتني ، سامي ، هيتيت ها و ... حضور داشته و در اماكني چون آنورديك عشق آباد ، اوزكند ، آرامگاه يوسف فرزند قيصر ( نخجوان ) ، مدرسه ي ميرعرب ، مدرسه ي كاراتاي ( تركيه ) ، آرامگاه خواجه عبدالله انصاري ( افغانستان ) و ... حضور داشته و دارد . مورد باستان شناسي بسيار جالب توجه و شگفت آوري نيز پيرامون اين نماد در دهكده اي به نام مزين در اكراين يافت شده كه در آن نماد بر روي عاج يك ماموت ديده شده . البته هنوز مشخص نيست كه آيا اين عاج در سيبري به دست آمده و در همان زمان ماموت ها نشانواره بر روي آن حكاكي شده و يا بعدها توسط افرادي ديگر اين نماد بر روي آن به تصوير در آمده . به هر حال تاريخ نماد حكاكي شده بر اين عاج به وضوح مشخص نيست . گردونه ي مهر نزد اقوام غير ايراني معاني و مفاهيم مختلفي داشته از جمله : 1- نماد الوهيت آريايي 2- چهار عنصر اصلي ( آب ، باد ، خاك ، آتش ) 3- زندگاني طولاني 4- حركت آب 5- هست و نيست ، بود نبود ، بست وگسست 6- يك پيكره ي قرار دادي انسان با دو دست و دو پا 7- دور كننده ي چشم زخم و اهريمنان و نيروي درمان بخش 8- دو تركه ي بر هم نهاده براي روشن كردن آتش 9- نگاره مثبت و دارنده ي بار مثبت و سازنده 10- نمودار پرواز 11- دوكهاي نخ ريسي آغازين 12- خورشيد 13- نماد ستارگان و... اين احتمال وجود دارد كه ريشه ي معاني و مفاهيم چليپا در اقوام گوناگون در نزد قوم آريا باشد ، هرچند كه هنوز دستاوردها نتيجه اي قطعي را به ارمغان نياورده اند . در اين ميان ، بنابر گزارشات و شواهد به دست آمده ، خالق احتمالي اين نشانواره در رده ي نخست ، آرياييان هستند .چليپاي شكسته در هندچليپاي شكسته در هند سواستيك يا سواستيكا2 ( سانسكريت ) ناميده مي شود . این نماد در باور هنديان نماديست از حركت خورشيد ، نيك بختي و افزوني . در گروهي از اماكن مذهبي هند ، چه در گذشته و چه در زمان حال ، سواستيكا مشهود بوده و ريشه هايي بسيار كهن دارد . در شماري از نگاره هاي كف پاي بودا متعلق به سده هاي قبل و بعد از ميلاد ، اين نشان به كار مي رفته و در آيين بودا نيز كاربرد يافته است . چليپاي شكسته در آيين جينسيم3 نيز حضوري محسوس دارد . بسياري از جينيست ها ، اين نشان را بر سر در خانه هاي خود نقش زده و بر اين باورند كه سواستيكا داراي نيرويي ست كه خوشي ، بركت و ثروت را به ارمغان مي آورد. به طور كل ، سواستيكای راست گرد در هند نماديست از خورشيد ، روشنايي ، خوشي ، بهار و تابستان و در مقابل ، سواستيكای چپ گرد نماد تاريكي ، شب ، وحشت ، جادو ، پاييز و زمستان است .چليپاي شكسته در چين و ژاپنچليپاي شكسته در چين با نام باستاني وان4 داري تاريخي كهن است . اين نماد بيشتر در آيين دائو5 تجلي يافت . دائو يا تائو6 از آيين هاي باستاني چين محسوب مي شود كه بنيانگذار آن را شخصي به نام لائوزه7 به معناي استاد پير مي دانند ، گويي كه گروهي از تاريخ دانان وي را شخصيتي خيالي و افسانه اي مي پندارند. لائوزه حدوداَ همدوره ي كنفوسيوس8 ( ح 551 تا 479 ق.م ) بود ، اما از زندگي و تعليمات وي اطلاعات بسيار مختصري در دست است كه صحت آنها هنوز در پرده اي از ابهام است . تنها اثر مكتوب به جا مانده از استاد پير ، كتابي تحت عنوان دائو د جينگ9 مي باشد كه نويسنده ي آن را لائوزه مي دانند . بنیانهاي فلسفي آيين دائو بر تعادل و تعامل ميان دو نيروي يين10 و يانگ11 استوار است . يين نماد نيروي زنانه ، زمين ، روشنايي و ... مي باشد كه در مقابل يانگ يا نيروي مردانه ، آسمان ، تاريكي و ... قرار دارد . دائو گرايان بر اين باورند كه اين دو نيرو در جهان هستي در گردشند و اين گردش بر اساس قوانين طبيعت صورت مي گيرد . در اين ميان ، طبيعت و هستي خود پيرو دائوست . گردونه مهر در فرهنگ و آیین های چینی حضور يافته و مفاهيم جديدي را در بر گرفت . چليپاي شكسته ي راست گرد نماديست از يانگ و چپ گرد ، نماد يين . رنگ هاي اين نشانواره نيز در چين معاني و مفاهيم ويژه اي داشت ؛ رنگ سبز نماد بركت در كشاورزي ، آبي مظهر بركت آسماني ، قرمز نماد بركت قلب بودا و زرد نمودار خوشبختي و نيك فرجامي . بنابر گزارشات تاريخي ، امپراتوريس چين با نام وو12 ( 704 – 684 م ) در زمان دودمان تانگ13 ، چليپاي شكسته را به عنوان نماد و سمبلي از خورشيد مقرر كرد . اين نماد در چين مفاهيمي نظير تداوم ابدي بدون آغاز و انجام ، تجديد ابدي حيات ، تكامل و تعالي ، حركت بر طبق قاعده و قانون ، طول عمر ، بر كت ، طومار رعد و ... را در بر دارد. چليپاي شكسته از چين به كره و سپس به ژاپن راه يافت و در زبان ژاپني با نام مانجي14 شناخته شد . اين احتمال وجود دارد كه نشانواره از طريق ورود آيين بودا به ژاپن راه يافته ، هر چند كه اين نظر نمي تواند قطعيت كامل داشته باشد . در هر حال در ژاپن ، عموماَ چليپاي شكسته نمادي ست از معابد بودايي و آيين بودا . در حالت كلي هر دو جهت گردش نشانواره در ژاپن معاني و مفاهيم سازنده و خجسته اي را در بر دارد . گردونه ي چپ گرد با نام ئوموته مانجي15 نمادي ست از عشق و رحمت و گردونه ي راست گرد يا يورا مانجي16 نمادي از بصيرت ، آگاهي و قدرت .گردونه مهر در كيش بوداييدر ابتداي آيين و پس از مرگ بودا ، هيچ تمثالي از وي ساخته نشد . آغاز زمان پيكره سازي و تصويرگري از بودا به وضوح مشخص نيست . تاريخ نگاران بر اين باورند كه ابتدا وي را به صورت يك چتر ، يك فيل و يا جاي پا مجسم مي كردند . زمان آغاز تصوير گري از بودا به صورت نماد يا نشانه ، احتمالاَ دويست سال پس از وفات وي بوده است . در اوايل قرن اول ميلادي بود كه هنرمندان بودايي به ساخت پيكره هاي بودا به صورت جدي و حرفه اي روي آوردند . سنگ تراشه هاي بدست آمده از هنر گندهارا42 مربوط به قرن هاي اول ، دوم و سوم ميلادي در هند و نيز تمثال هاي بر جا مانده از هنر آسياي ميانه در همان دوران ، از معدود بقايايي ست كه امروزه بر جاي مانده . حمله مسلمانان به هند آيين بودا را به كلي محو ساخت ، از اين رو بسياري از منابع و ساختارهاي بودايي از ميان رفت و بررسي هاي تاريخي دشوار شد . بوديسم در هند از جايگاه بسيار مناسبي برخوردار بود . در دوران پادشاهي آشوكا43 (273 تا 232 ق.م ) آيين بودا بسيار پيشرفت كرده و هنر بودايي كمي سازمان يافته شد . به علت نابودي آثار بودايي . پس از حمله مسلمانان ، منابع بسيار اندكي از هنر بودايي در هند ، افغانستان و پاكستان به يادگار مانده . همانطور كه ذكر شد ، هنرمندان بودايي در ابتدا ، بودا را تنها با نمادها و نشانه ها به تصوير مي كشيدند . يكي از نمادها جاي پا يا اثر پاي بودا بود . در نگاره هاي بدست آمده از جاي پاي بودا ، نقش چليپاي شكسته مشهود است . آيين بودا نيز همانند ديگر مكاتب و اديان ، تحت تأثير گروهي از عوامل خارجي قرار گرفته و مفاهيم و نمادهايي بيروني به آن راه يافت . بي شك بوداييان چليپاي شكسته را در راستاي ايجاد مفاهيم جديد و نيز همآغوشي با بنیانهاي فرهنگي و مذهبي جامعه ي آن دوران ، به آيين بودا وارد كردند ؛ همانگونه كه در ديگر مكاتب ، نظير اين عمل مشاهده مي شود . چليپاي شكسته با پيشرفت آيين بودا و هنر پيكره سازي و تصوير گري از بودا ، در تمثال هاي بودا راه يافت . محل قرار گرفتن نشانواره كه در ابتدا بر روي انگشتان پاي بودا به تصوير كشيده مي شد ، در تمثال ها ، بر روي سينه ي بودا ترسيم شد . جالب آنكه چليپاي شكسته ي چپ گرد در نزد هنديان آنچنان خوشايند نبوده و يا شايد منفي بودن نيروي نماد چپ گرد ، بعدها و پس از اين نگارگري بوجود آمده باشد . اين امكان وجود دارد كه شايد اقوامي در راستاي خدشه دار كردن آيين بودا ، نماد چپ گرد آن را كه در تمثال هاي بودا به كار مي رفته ، در اذهان عمومي به صورت منفي و شيطاني جلوه كرده باشند44 . عموماً چهار چليپاي شكسته برروي چهار انگشت پا ترسيم شده و گاهي بر روي هر پنج انگشت مشهود است . در نگاره هاي كف پاي بودا علاوه بر نقش چليپای شكسته ، ديگر نشان ها ، رمزها و سمبل هاي آيين بودا نيز مشهود است از جمله نيلوفر ، چرخ دارما ، ناگا45 (شاه مار ) و ... كه هر يك در جايگاه خود مفاهيم و معاني بسيار عميقي را در بر دارند . نشان چليپاي شكسته در آيين بودا داراي مفاهيم متعددي ست ؛ از جمله چهار نشانه ، چهار حقيقت عالي ، به گردش در آوردن چرخ آيين ، رفتن راهبان و آموزگاران به چهار گوشه ي هند و جهان ، در چرخش بودن نظام طبيعت و چهار عنصر ، كه نماديست از فنا پذيري و عدم پايداري موجودات و ... در اين ميان دو تفسير ، بسيار جالب توجه است . نخست آنكه اين نماد را راز پنهاني آيين بودا مي نامند . عمق آيين بودا و تجربه ي بوداگي صرفاً يك تجربه ي انحصاري ست ، غير قابل انتقال و غير قابل تفسير و توضيح و يا شايد اين نماد به مفهوم ديگري اشاره دارد كه بايد آن را كشف كرد . دومين مفهوم و معنا كه عموميت بيشتري دارد آن است كه چليپاي شكسته نمادي ست از قلب بودا ، به همين علت در تمثال ها ، نشان چليپا بر روي سينه ي برهنه ي بودا ترسيم مي شود و به مهر دل بودا مشهور است . اين نشانواره بيشتر در تمثال هاي بودا در چين ديده مي شود و شايد نشان از همآغوشي آيين دائو و آيين بوداي چيني داشته باشد . معناي ديگر چليپا در آیین بودا كه صرفأ يك گمانه زني شخصي ست آن كه ممكن است اين نماد نقطه ي اتصال بودا و قوم آريا باشد . هر چند كه اين نماد در بسياري از نقاط جهان و بسياري از فرهنگ ها و اقوام يافت مي شود اما نكته ي فابل توجه آن است كه به ندرت چليپاي شكسته بر روي بدن تمثال ها به تصوير آمده و عموماَ در كنار ديگر موضاعات جاي گرفته و يا به صورتي مجزا و با اشكال گوناگون ترسيم شده . اين كه آيا بودا از اقوام آريايي بوده يا نه صرفاَ يك گماني زني شخصي46 بر اساس دستاوردهاي ابتدايي پيرامون اين مسئله مي باشد كه نيازمند بررسي هاي گسترده است . استفاده از نشان چليپاي شكسته در تمامي تمثال هاي بودا عموميت ندارد ، اما اين نشان در بسياري از معابد بودايي جهان و شماري از تمثال ها و نگاره ها مشهود است . همانگونه كه در ژاپن اين نشان ، نمادي از آيين بوداست . اين نشانواره خود از اسرار آميز ترين نمادهاي چهان بوده و بسيار جالب است كه بوداييان بار ديگر آن را به صورت يك راز معرفي مي نمايند . اين نماد علاوه بر تمثال هاي بودا ، گاه در نگاره ها و پيكر ه هاي ديگر افراد آيين و بودي ستوه ها47 ديده مي شود. از جمله خدا بانوي رحمت ، بودي ستوه گوان يين48 كه در چين محبوبيت بسياري دارد . گردونه ي مهر در آيين بودا ، نشاني ست از تداخل و تعامل بسيار پيچيده ي فرهنگ ها ، باورها و تاريخ جهان باستان كه گوشه هاي بسياري از آن ، در پرده اي از ابهام نهفته است

 

ماخذ:http://blog.360.yahoo.com/blog-xH7auC86dLM0gzPh3uTFBp1bW5Ogzyjd?p=329

+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 15:53  توسط محراب  | 

تركيب تناسب طلايی يا توالی فيبوناچي

 

توجه : در صورت بروز اشكال در مشاهده‌ي تصاوير و متن ، مي‌توانيد به آدرس زير مراجعه نماييد !
http://ki2100.com/mat/fibonacci.htm


تركيب تناسب طلايی يا توالی فيبوناچي
هنرمندان قديمی برای اضافه نمودن حس توازن و شكوه به يك صحنه ، مجسمه يا بنا مدتها از تركيب تناسب طلايی استفاده كرده‌اند . تركيب مزبور يك تناسب رياضی بر اساس نسبت 1.618/1 بوده و در اغلب مواقع در طبيعت ، مثلا در صدف‌های دريايی و الگوی دانه‌های گل آفتاب‌گردان و يا ساختار هندسي بازوهای ميله‌ای كهكشانهای مارپيچي موجود در كيهان يافت می‌شود . امروزه سرنخ‌هايي از اين نسبت طلايي در نانو ذرات ( شاخه‌ي نانو تكنولوژي ) بدست آمده است . در واقع هم در عالم خرد و هم در عالم كلان اين تناسب بخوبي قابل شناسايي است . به هر حال به كار بردن اين نسبت در طراحی‌هاي دستي و رشته‌هاي هنري كار راحتی نمی‌باشد ، براي اينكه هرگز نمی‌توان به مركز دوران مارپيچ رسيد و اين نقطه ، مركزی نامعلوم و غير قابل دسترس است و تا بي‌نهايت ادامه مي‌يابد . به علت سهولت در ترسيم‌ها و كارهاي عملي ، نسبت 1.6/1 در نظر گرفته می‌شود .


تصوير

عكس‌هاي فوق مربوط به صدف‌هاي دريايي ، حلزون شنوايي گوش ، يك گردباد و يك كهكشان است .

تصوير

در گل آفتاب‌گردان ، امتداد مسير دوران مارپيچ طلايي يا فيبوناچي در هر دو جهت ساعت گرد و پاد ساعت گرد مشاهده ميشود .





مستطيل طلايی ويژه



دنباله‌ي فيبوناچي و عدد طلايي چيست ؟

تصوير

لئوناردو فيبوناچي ايتاليايي تبار اهل پيزا حدود سال 1200 ميلادي مساله‌اي طرح كرد : فرض كنيد كه يك جفت خرگوش نر و ماده در پايان هر ماه يك جفت خرگوش نر و ماده جديد به دنيا بياورند ... اگر هيچ خرگوشي از بين نرود ، در پايان يك سال چند جفت خرگوش وجود خواهد داشت ؟ البته در اين مسئله مي‌بايست قواعد و اصول فرضي و قراردادي زير مراعات شوند !

" شما یك جفت خرگوش نر و ماده دارید كه همین الآن متولد شده‌اند .
خرگوشها پس از یك ماه بالغ می‌شوند .
دوران بارداری خرگوشها یك ماه است .
هنگامی كه خرگوش ماده به سن بلوغ می‌رسد حتما باردار می‌شود .
در هر بار بارداری خرگوش ماده یك خرگوش نر و یك ماده مي‌زايد .
خرگوش‌ها تا پايان سال نمی‌میرند . "

او براي حل اين مسئله به يك سري از اعداد يا بهتر است بگوييم به يك دنباله رسيد كه عبارت بود از ... ,0،1,1,2,3,5,8,13,21,34,55,89,144,233 كه در اين دنباله هر عددي ( به غير از صفر و يك اول ) حاصل جمع دو عدد قبلي خودش مي‌باشد ، به طور مثال 3+5=8 يا 1+2=3 و .....

علت بر اينكه در پايان ماه اول ، جفت اول به بلوغ مي‌رسد و در پايان ماه دوم بعد از سپري كردن يك ماه بارداري ، يك جفت خرگوش متولد ميشود كه جمعا دو جفت خرگوش خواهيم داشت ، در پايان ماه سوم جفت اول يك جفت ديگر به دنيا مي‌آورد ولي جفت دوم به پايان دوران بلوغ خود ميرسد كه در كل سه جفت خواهيم داشت در پايان ماه چهارم جفت اول و جفت دوم وضع حمل مي‌كنند و تبديل به چهار جفت ميشوند و جفت سوم به بلوغ مي‌رسد و در كل پنج جفت خواهيم داشت و الي آخر كه در پايان ماه دوازدهم تعداد 233 جفت خرگوش خواهيم داشت .


تصوير

توسعه‌ي هندسي اين دنباله يا سري از اعداد :

تصوير


اين مستطيل را ، مستطيل فيبوناچي نيز مي‌نامند .


تصوير

تصوير

براي رسم مارپيچ طلايي يا فيبوناچي از راس ( گوشه‌ي ) هر مربع يك كمان به شعاعي برابر ضلع آن مربع رسم مي‌كنيم . به اين مارپيچ بدست آمده ، اسپيرال لگاريتمي هم گفته ميشود .

تصوير

http://www.ki2100.com/dwf/mat/fibonacci/1.dwf
http://www.ki2100.com/pdf/mat/fibonacci/1.pdf

نرم‌افزارهاي مورد نياز
http://www.ki2100.com/pages/programs.htm

در رسم فوق دنباله را از عدد 20 شروع كرده‌ايم يعني سري اعداد 20،20،40،60،100 ، در واقع نسبت عرض مستطيل به طول آن را 1.6/1 در نظر گرفته‌ايم . رسم فوق با تقريب 100.000.000/1 توسط نرم‌افزار اتوكد اندازه گذاري شده است و طريقه رسم به حد كافي واضح و روشن مي‌باشد و نكته جالب توجه اينكه براي رسم مارپيچ به اين روش ، مي‌بايست هفت كمان رسم شود كه عدد صحيح 12 براي شعاع كمان پنجم بدست مي‌آيد . مركز هر كمان با علامت جمع مشخص شده است .



تصوير

http://www.ki2100.com/dwf/mat/fibonacci/2.dwf
http://www.ki2100.com/pdf/mat/fibonacci/2.pdf

نرم‌افزارهاي مورد نياز
http://www.ki2100.com/pages/programs.htm

به‌طور خلاصه با در نظر گرفتن تقاطع‌هايي كه خطوط با زاويه‌ي قائمه يكديگر را قطع كرده‌اند ، ميتوان مستطيل و مارپيچ طلايي فيبوناچي را در رسم توسعه يافته‌ي ستاره داوود رسم نمود . همانطور كه مشخص است اختلاف بسيار جزيي اين رسم با رسم قبلي مشاهده ميشود آنهم در كمانهاي 5 ، 6 ، 7 به علت تغيير جزيي در قطرهاي آبي رنگ و در تناسبات هندسي اختلافي وجود ندارد ، كه دال بر اين موضوع است كه تناسب طلايي در رسم ستاره داوود توسعه يافته جاري مي‌باشد و در مباحث بعدي توضيح خواهيم داد كه كليه موجوداتي كه در آنها تناسبات طلايي ديده ميشود ، تناسب خود را مديون اين ترسيم‌ها و ساختارهاي هندسي در ستاره داوود توسعه يافته هستند .


تصوير

http://www.ki2100.com/dwf/mat/fibonacci/3.dwf
http://www.ki2100.com/pdf/mat/fibonacci/3.pdf

در رسم فوق مستطيل و مارپيچ طلايي به مركز رسم ستاره داوود توسعه يافته انتقال داده شده است .



تصوير

http://www.ki2100.com/dwf/mat/fibonacci/4.dwf
http://www.ki2100.com/pdf/mat/fibonacci/4.pdf

در رسم فوق مستطيل و مارپيچ طلايي به نقطه‌ي ديگري انتقال داده شده است .

اينك اگر در اين دنباله ( 1,1,2,3,5,8,13,21,34,55,89,144,233 ) هر عدد را به عدد قبلي‌اش تقسيم كنيم يك چنين سري را بدست مي‌آوريم :

1/1=1 ، 2/1=2 ، 3/2=1.5 ، 5/3=1.66... ، 8/5=1.6 ، 13/8=1.625 ، ....... ، 233/144=1.61805......

كه هر چقدر جلوتر برويم به‌نظر مي‌آيد كه به يك عدد مخصوص مي‌رسيم . اين عدد را عدد طلايي مي‌نامند كه اين عدد تقريبا برابر است با :

1.618033................



روش جبري براي بدست آوردن عدد طلايي :

مستطيلي به عرض 1 واحد و طول x را در نظر مي‌گيريم مسلما x بزرگتر از 1 مي‌باشد .

تصوير

اينك بايد مقدار x را چنان تعيين كنيم ( بدست آوريم ) كه اگر مربعي به ضلع 1 واحد را از اين مستطيل جدا نماييم ، مستطيل بدست آمده‌ي كوچكتر ، متناسب مستطيل بزرگتر قبلي باشد ، يعني x/1=1/(x-1) a به بيان ساده‌تر ، نسبت طول به عرض مستطيل اول برابر نسبت طول به عرض مستطيل بدست آمده ( ‌مستطيل دوم ) باشد كه با ضرب صورت در مخرج طرفين تناسب ، يك معادله درجه 2 بدست مي‌آيد يعني x²-x-1=0 و با ريشه‌يابي اين معادله به ريشه‌هاي 1.6180 و 0.6180- دست مي‌يابيم .

روشهاي هندسي براي بدست آوردن عدد طلايي :



تصوير

اگر يك مثلث متساوي‌الاضلاع رسم كنيم ( مثلث بنفش ) و از مركز آن دايره‌اي رسم كنيم تا از سه راس آن مثلث عبور كند ( دايره‌ نارنجي ) و وسط دو ضلع مثلث را يافته و پاره خطي از آن دو نقطه تا محيط دايره ، رسم كنيم دو پاره خط با نسبت طلايي بدست مي‌آيد ( پاره خط زرشكي و سرخ آبي ) يعني

69.2820323/42.81865077=1.61803398...........

رسم زير روش ديگري براي رسم مستطيل طلايي ويژه و تناسبات طلايي ، و همچنين بدست آوردن عدد طلايي را نشان مي‌دهد .


تصوير

http://www.ki2100.com/dwf/mat/fibonacci/5.dwf
http://www.ki2100.com/pdf/mat/fibonacci/5.pdf


جهت رسم يك مستطيل طلايي به نسبت عدد طلايي ابتدا يك مربع به ضلع يك واحد كشيده سپس طبق شكل فوق وسط ضلع پاييني اين مربع را پيدا مي‌كنيم . سپس يك قوس با شعاعي به اندازه وسط ضلع پاييني مربع تا گوشه سمت راست بالا مي‌كشيم تا طول مستطيل معلوم شود .



اهرام :

جالب است بدانيم كه نسبت ضلع بلندتر به ضلع كوتاه‌تر مستطيل طلايي كه نسبت طلايي ناميده مي‌شود ، در بسياري از طرح‌هاي هنري از قبيل معماري و خطاطي ظاهر مي‌شود . مطابق تحقيقات انجام شده ، نسبت طول ضلع قاعده به ارتفاع در اهرام ثلاثه مصر ، برابر نسبت طلايي است . همچنين ديوارهاي معبد پارتنون از مستطيل‌هاي طلايي ساخته شده است ! زيرا به اعتقاد سازندگان آنها ، مستطيل‌ها با نسبت‌هاي طلايي به چشم خوشايندتر هستند و اين موضوع دال بر اين واقعيت است كه اين تناسبات هندسي در ذات انسان‌ها نيز شكل گرفته‌اند !


تصوير

تصوير

تصوير

تعريف رياضي سري اعداد يا دنباله‌ي فیبوناچی و عدد طلايي ( في Φ ) :


غیر از دو عدد اول ( 0 و 1 ) اعداد بعدی از جمع دو عدد قبلی خود بدست می‌آیند . اولین اعداد این سری عبارتند از :


۰,۱,۱,۲,۳,۵,۸,۱۳,۲۱,۳۴,۵۵,۸۹,۱۴۴,۲۳۳,۳۷۷,۶۱۰,۹۸۷,۱۵۹۷,۲۵۸۴,۴۱۸۱,۶۷۶۵,۱۰۹۴۶


این سري از اعداد به نام لئوناردو فیبوناچی ریاضیدان ایتالیایی نام گذاری شده‌ است . طبق تعريف :

تصوير

مقدار عددي حد فوق به عدد في يا همان .......... 1.618033 مي‌رسد . اگر عدد في را بتوان دو برسانيم مثل اين است كه يك واحد به عدد في افزوده باشيم يعني Φ²=Φ+1 و اگر عدد يك را بر في تقسيم كنيم مثل اين است كه يك واحد از عدد في كم كرده باشيم يعني :

1/Φ=Φ-1

عدد في را در مبناي دوجيني ميتوان به صورت 1.75 نوشت كه مقدار واقعي ، حقيقي و درستي جهت في مي‌باشد براي اينكه :

1+(7/12)+(5/12/12)=1.618055555555555555555..........

233/144=1.618055555555555555......

همانطور كه مي‌دانيم عدد 233 توالي دوازدهم سري يا دنباله‌ي فيبوناچي است يعني همان تعداد خرگوش‌ها در پايان ماه دوازدهم . و بدست آمدن عدد 1.75 در مبناي دوجيني براي مقدار في بيانگر اين موضوع است كه سيستم دوجينی از بعضی جهات راحت‌تر از سيستم دهدهی است . راحتی فوق اصولا از اين حقيقت ناشی می‌شود كه تعداد مقسوم عليه‌های دوازده از تعداد مقسوم عليه‌های ده بيشتر ميباشد . دوازده بر يك ، دو ، سه ، چهار ، شش و خودش بخش‌پذير است . بنابراين بسياری از محاسبات دستی در سيستم دوجينی تا حدودی ساده‌تر از سيستم دهدهی هستند ، عدد في كه در مبنای دهدهی به صورت عددهاي كسری متناوب در می‌آيد در مبنای دوجينی چنين نيست و مي‌توان به مقدار فيكس شده‌ي 1.75 دست يافت .

ماياهايي كه در خلال سالهاي 2000 تا 900 قبل از ميلاد ، ساكن آمريكاي جنوبي بوده‌اند ، چنين به نظر مي‌رسد كه براي رصد كردن حركات متغير اجرام آسماني ، اهرامي بنا نهادند و تقويم شمسي دقيقي وضع كردند . همچنين با محاسبات خود ، وقوع خسوف و كسوف را پيش بيني و مراسم قرباني كردن انسانها را تدارك مي‌ديده‌اند و عقيده بر اين داشتند كه اين كار آنها خشم خدايان را از آنها برطرف مي‌كند .

تصوير

به يقين مي‌توان گفت كه مطالب و موضوعات بسيار مهمي در علوم بشريت در زمينه‌ي رياضيات ، هندسه و نجوم مفقود و از بين رفته است و فقط نشانه‌هاي تلخ و ناخوشايندي از آن دانسته‌ها در ساخته‌هاي دست بشر باقيمانده است كه در مباحث بعدي سعي خواهيم كرد اين دانسته‌هاي از بين رفته را بازيابي نماييم . البته ما بايد مابين علم و جنايت فرق قائل شويم .

سری فیبوناچی چه در ریاضیات چه در فیزيك و علوم طبیعی ، كاربردهای بسیار دیگری دارد ، ارتباط زیبای فاصله‌های خوش صدا در موسیقی ، چگونگی تولد یك كهكشان و ... كه در مطالب آینده راجع به آنها بحث خواهیم كرد .

اين الگو را مي توان در گلبرگ‌ها يا دانه‌هاي بسياري از گياهان مثلاً آناناس ، گل داوودي ، گل كلم ، ميوه‌هاي كاج و ... مشاهده كرد .

خود انسان از ناف به نسبت في تقسيم مي‌شود . اين نسبت نقش پيچيده‌اي در پديده‌هايي مانند ساختار كريستال‌ها ، سال‌هاي نوري فاصله بين سيارات و پريودهاي چرخش ضريب شكست نور در شيشه ، تركيب‌هاي موسيقي ، ساختار سياره‌ها و حيوانات بازي مي‌كند . علم ثابت كرده است كه اين نسبت به راستي نسبت پايه و مبناي خلقت جهان است . هنرمندان دوره‌ي رونسانس عدد في را يك نسبت الهي مي‌دانسته‌اند .

از زماني كه هنرمندان و معماران به عمد شروع به استفاده از نسبت طلايي كردند ، نشان داده شد كه مخاطبان شيفتگي و شيدايي بيشتري نسبت به كارهاي آنها از خود نشان دادند . مستطيل‌هاي طلايي ، مانند نسبت طلايي فوق‌العاده ارزشمند هستند . در بين مثال‌هاي بي‌شمار از وجود اين نسبت و يكي از برجسته‌ترين آنها مارپيچ هاي DNA است . اين دو مارپيچ فاصله دقيقي را با هم براساس نسبت طلايي حفظ مي‌كنند و دور يكديگر مي‌تابند .

در حالي كه نسبت طلايي و مستطيل طلايي جلوه‌هاي زيبايي را از طبيعت و ساخته‌هاي دست انسان به نمايش مي‌گذارد ، جلوه ديگري از اين شكوه وجود دارد كه زيبايي‌هاي تحرك را به نمايش مي‌گذارد . يكي از بزرگ‌ترين نمادهايي كه مي‌تواند رشد و حركات كاينات را نشان دهد ، اسپيرال طلايي است .

اسپيرال طلايي كه به آن اسپيرال لگاريتمي و اسپيرال متساوي‌الزاويه نيز مي‌گويند هيچ حدي ندارد و شكل ثابتي است . روي هر نقطه از اسپيرال مي توان به هر يك از دو سو تا بي‌نهايت حركت كرد . از يك سو هرگز به مركز نمي‌رسيم و از سوي خارجي نيز هرگز به انتها نمي‌رسيم . هسته‌ي اسپيرال لگاريتمي وقتي با ميكروسكوپ مشاهده مي‌شود همان منظره‌اي را دارد كه وقتي به اندازه هزاران سال نوري به جلو مي‌رويم . ديويد برگاميني در كتاب رياضياتش خاطرنشان مي‌كند كه منحني ستاره‌هاي دنباله‌دار از خورشيد كاملا شبيه به اسپيرال لگاريتمي است . عنكبوت شبكه تارهاي خود را به صورت اسپيرال لگاريتمي مي‌بافد . رشد باكتري‌ها دقيقاً براساس رشد منحني اسپيرال است . هنگامي كه سنگ‌هاي آسماني با سطح زمين برخورد مي‌كنند ، مسيري مانند اسپيرال لگاريتمي را طي مي كنند . عدد في Φ عددي مربوط به خلقت پروردگار يكتا است .

اسب‌هاي آبي ، صدف حلزون‌ها ، صدف نرم‌تنان ، موج‌هاي اقيانوس‌ها ، سرخس‌ها ، شاخ‌هاي جانوران و نحوه قرار گرفتن گلبرگ‌هاي گل آفتاب‌گردان و چيدمان گل مرواريد ، همه به صورت اسپيرال لگاريتمي است . گردباد و منظومه‌ها از نگاه بيرون كاملاً در مسيري به صورت اسپيرال حركت مي‌كنند . طرح مطالب در اين زمينه بسيار بسيار زياد است كه اگر تمايل به ارايه آنها به ديگران داريد بهتر است آن را در اين مبحث ( تاپيك ) قرار دهيد تا سايرين هم مشاهده نمايند .



محمدرضا طباطبايي 4/8/86
ماخذ:http://www.hupaa.com/forum/viewtopic.php?f=16&t=6779
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 11:22  توسط محراب  | 

ميراث‌ايران- علي شهيدي:
سلام مهندس! این روزها همه را مهندس صدا می‌کنند و خیلی از همایش‌ها و رشته‌های تحصیلی هم عنوان مهندسی دارند؛ در حالی‌که‌هیچ ربطی به هندسه و ریاضیات و محاسبات نداشته و ندارند.

در قدیم هر کسی که هندسه می‌دانست، مهندس بود اما حالا فکر می‌کنیم که اگر عنوان مهندسی به یک برنامه بدهیم، همه‌چیز درست می‌شود؛ مهندسی فرهنگ، مهندسی علوم انسانی، مهندسی منابع طبیعی، مهندسی کشاورزی و... غافل از اینکه کار با این حرف‌ها درست‌بشو نیست و به قول سعدی: قصه به هر که می‌برم فایده‌ای نمی‌دهد/ مشکل درد عشق را حل نکند مهندسی.

 این هفته به هندسه قدیم ایران و میراثی که از بابل به آن رسیده نگاهی می‌اندازیم. اولین بار است كه این مطالب به افتخار صفحه رازهای سرزمین من به چاپ می‌رسد و تازه بعضی از نکته‌های دست‌اولش هم هنوز در دنیا به گوش کسی نرسیده.

بد نیست بدانید
واژه هندسه در زبان فارسی و عربی از واژه اندازگ پهلوی آمده و در واقع با ترجمه متن‌های پهلوی به عربی، اندازگ به شکل معرب هندسه درآمد.

 برخلاف آنچه فکر می‌کنند که ایران باستان همه چیز را دربست از بین النهرین می‌گرفته، این طور هم نبوده و در زبان‌های سامی مثل آرامی و عربی و ...  بسیاری از واژگان علوم هندسه و ریاضیات، وام‌واژه‌های ایرانی‌اند و از ایران به آن سمت رفته‌اند.

 بابلی‌ها صاحب قدیمی‌ترین دانش هندسه جهان بوده‌اند و ایرانی‌ها وارث هندسه و ریاضیات بابلی شدند.

 از زمان هخامنشی، بابل جزئی از تمدن ایران باستان شد و این روند تا دوره اسلامی ادامه یافت. مانی - پیامبر بزرگ زمان ساسانی – می‌گوید: «پزشک هستم از بابل زمین».

اسطخری در کتاب مسالک و ممالک، بابل را بهترین سرزمین ایرانی می‌داند و...
 همان‌طوری که امروزه انگلیسی، زبان علمی دنیاست و قرن‌ها عربی، زبان علمی ایرانیان قدیم بود، در زمان هخامنشی هم زبان بابلی یکی از زبان‌های علمی ایران باستان بوده؛ به همین خاطر کتیبه‌های هخامنشی همگی یک ترجمه بابلی هم دارند.

 هندسه ایران باستان به 2 شاخه هندسه عملی و هندسه نظری تقسیم می‌شد اما توجه و تلاش ایرانیان قدیم بیشتر به شاخه عملی بود تا نظری. هندسه عملی یا به قول امروزی‌ها هندسه کاربردی، هندسه‌ای بود که در مشاغل و کارهای مختلف از آن استفاده می‌شد؛ مثل: معماری، ریخته‌گری، حجاری، سنگ تراشی و .... هندسه نظری یا به قول امروزی‌ها هندسه محض به اصول و مبانی و بحث های پایه، کلی و نظری هندسه می‌پرداخت.

 اولین‌بار است که مجموعه مطالب مربوط به کتیبه‌های هندسه باستان در ایران انتشار می‌یابد؛ این مطالب، بخشی از کتاب زیر چاپ تاریخ ریاضیات در ایران باستان و پایان‌نامه‌ای با همین عنوان از نویسنده است.

بابابزرگ مسائل  

قدیمی‌ترین کتاب هندسه؛ 16 مسئله در 5 موضوع مختلف در 2 روی یک لوح؛ 6 مسئله درباره دایره‌ها، 5مسئله درباره چهارضلعی‌ها، یک مسئله درباره مثلث‌ها، 3مسئله درباره شکل آجرها (مهندسی عمران)، یک مسئله درباره چند ضلعی های محاطی که قضیه فیثاغورث را مدت‌ها پیش از به دنیا آمدن او، مطرح کرده.

 کي می‌تواند این مسئله را حل کند؟


نگاه کنید! روش به‌دست‌آوردن مساحت چنین حجمی را بلدید؟ این هم یک صفحه از یک کتاب هندسه و ریاضیات قدیم ایران است که علی بن یوسف بن علی منشی در قرن ششم‌هجری به زبان فارسی نوشته؛ نامش لُب الحساب است. می‌دانید در قرن 6 هجری در اروپا چه خبر بوده؟ چشمتان روز بد نبیند؛ بگذریم.

 کتابخانه گلی


بعضی از این لوح‌ها یک برگ از کتاب و بعضی دیگر یک فصل از کتاب و بعضی‌هایشان هم یک کتاب کامل است و در کنار هم، قدیمی‌ترین کتابخانه تخصصی هندسه جهان را تشکیل می‌دهند. بعضی‌ها فکر می‌کنند انسان 3 هزار سال قبل گمراه و سرگردان بوده ولی ظاهرا با این محاسبات، راهش را خوب پیدا می‌کرده.

ابر و باد و مه و خورشيد و هندسه 


 واقعا گل کاشته‌اند. بی‌محاسبه و طراحی، کاشتن این گل‌ها و درختان روی سنگ غیر ممکن بوده. طراحی باغ ایرانی خود یک طرح منظم هندسی است. واژه باغ از ریشه bag در زبان‌های ایرانی به معنی بخش کردن است.

 سه سوته حل مي‌كردند


 بچه‌های 3900 سال پیش، این مسئله‌ها را مثل کلوچه می‌خوردند. صورت مسئله: مساحت محصور بین 2 مثلث متساوی الاضلاع را پیدا کنید؟

حل مسئله: اضلاع مثلث کوچک را مطابق شکل تا اضلاع مثلث بزرگ  امتداد می‌دهیم. 3ذوزنقه درست می‌شود. با محاسبه مساحت 3 ذوزنقه و جمع آنها، مساحت محصور میان 2 مثلث به دست می‌آید.

  آقا اجازه  مشق من را هم خط بزنید


این لوح، در حفاری‌های شوش پیدا شده و مربوط به 3700 سال پیش است و روشی را برای محاسبه محیط یک چند ضلعی نشان می‌دهد.

 در چند جا سعی شده که خط عمودی از مرکز بر اضلاع رسم شود ولی متاسفانه این کار خوب انجام نشده و احتمال می‌رود که کار یک شاگرد مدرسه باشد.

 معلم ترسیم درست را انجام داده و بعد هم گوشه لوح را شکسته تا دانش‌آموز دیگری از آن استفاده نکند؛ این قدیمی‌ترین مشق شب هندسه جهان است.

 دري كه روی یک پاشنه نمی‌چرخد


نگاه کنید! مهندسان هخامنشی در تخت جمشید 25قرن پیش، چنین طرح هندسی دقیقی را بعد از حساب و کتاب و طراحی، روی سنگ تراشیده‌اند. یکی دیگر از این پاشنه‌ها هم باید قاعدتا آن طرف باشد؛ اصل قرینه سازی در هنر و صنعت هخامنشی.

 آن وقت‌ها فيثاغورث كجا بود؟


فیثاغورث هنوز به دنیا نیامده. قدیمی‌ترین لوح هندسه دنیا که پشت و رویش مطالب هندسی نوشته شده، مربوط به 3600 تا 3800 سال پیش است.

روی آن مربعی را می‌بینید که 2 قطرش رسم شده و اندازه اضلاع را رویشان نوشته و قرن‌ها پیش از فیثاغورث، قضیه‌ای را که به نام او مشهور است، اثبات کرده.

- عکس پاييني هم پشت همین لوح است و مسئله را برای یک مستطیل حل کرده.

 بی‌نظمی منظم


این خط‌های درهم و برهم، چرکنویس طرح‌هایی هندسی است که پاکنویس آن را همه می‌شناسید؛ تمام کاشی‌کاری‌ها، آجرکاری‌ها، گره‌ها، مقرنس‌ها و... بر اساس چنین طرح‌های اولیه‌ای به وجود آمده‌اند. یک مهندس بزرگ ایرانی به نام ابوالوفا محمد بن محمد بوزجانی نیشابوری کتابی درباره کاربرد هندسه در عمل نوشته و مسائل هندسی زیادی مثل این را برای مطالعه دیگران آورده؛ پس اگر از دوره‌ای لوح گلی و کتاب هندسه نمانده، می‌توان از روی آثار به دانش هندسه آن زمان پی‌برد.

 حل‌المسائل هم داشته‌اند


قدیمی‌ترین حل‌المسائل؛ این بخشی از یک لوح بزرگ است که روی آن مسائل مختلف هندسی نوشته شده. روش ارائه مطالب علمی در این لوح، خیلی جالب است زیرا یک طبقه بندی موضوعی از مسئله‌ها را با رسم شکل نمایش می‌دهد و تازه یکی از قدیمی‌ترین کتاب‌های مصور دنیا به حساب می‌آید.

لطف الهی در گنبد لطف‌الله

 این هم زیباترین نمونه هندسه کاربردی در ایران قدیم؛ کاشی‌کاری داخل گنبد مسجد شیخ لطف‌الله اصفهان که شاهکار هندسه دوران صفوی است. چند هزار سال دانش بشر به چنین شاهکاری ختم شده.

ماخذ:http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=44566

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 10:59  توسط محراب  | 

روش رسم پنج ضلعی منتظم

ابتدا خط دلخواهی رسم کنید و با مشخص کردن دو نقطه الف و ب پاره خطی به طول 5 جدا نمایید.

وسط پاره خط ((الف ب)) را بیابید و آن را نقطه ((ج)) بنامید. ضمناً از نقطه ب عمودی به اندازه طول ((الف ب)) اخراج کنید و این نقطه را ((د)) نامگذاری کنید. حالا پرگار را روی نقطه ((ج)) گذاشته کمانی به شعاع ((الف ب)) رسم کنید تا نقطه ((ه)) را روی خط مشخص کند:

دهانه پرگار را به اندازه ((الف ه)) باز کنید و به مرکزیت ((الف)) و ((ب)) دو قوس بزنید تا همدیگر را در ((و)) قطع کنند. از ((الف)) و ((ب)) به ((و)) وصل کنید. به یک مثلث رسیده ایم که پایه رسم بسیاری از شکل هاست:

پرگار را به اندازه ((الف ب)) باز کنید و به مرکزیت ((الف)) و ((ب)) دو کمان رسم کنید تا نقاط ((ز)) و ((ح)) پدیدار شوند. پنج نقطه را به هم وصل نمایید:

پنج ضلعی منتظم آماده شده است!

ماخذ:www.ajayeb.ir/iranianmath/index.php

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 10:54  توسط محراب  | 

رنگ

 تئوری رنگ ها و هارمونی رنگ

دایره یا چرخه رنگ:
یک دایره رنگ ابتدایی که در آن رنگ های قرمز، زرد و آبی وجود دارند، در واقع دایره رنگ سنتی در هنرهای تجسمی به شمار می آید. سر آیزاک نیوتون (Sir Isaac Newton) در سال 1666 اولین نمودار رنگ دایره شکل را به وجود آورد. از آن زمان تا کنون، دانشمندان و هنرمندان به مطالعه و طراحی نمونه های متنوع و مختلف این مفهوم اولیه بوده اند.
اختلاف نظرهای متعدد درباره صحت و برتری یک چیدمان نسبت به دیگری، مدام موجب بروز مناقشاتی در این جمع شده است، اما در حقیقت هر دایره رنگی که ترتیب منطقی رنگ های خالص در آن رعایت شده باشد، موثق و قابل استفاده خواهد بود.

رنگ های اصلیرنگ های اصلی:
در تئوری رنگ سنتی، قرمز، زرد و آبی رنگ های اصلی هستند زیرا دانه های رنگی تشکیل دهنده آنها از ترکیب هیچ رنگ دیگری به وجود نیامده و تمام رنگ های دیگر از ترکیبات مختلف این سه رنگ با یکدیگر به دست می آیند.

رنگ های ثانویهرنگ های فرعی یا ثانویه:
سبز، نارنجی و بنفش رنگ هایی هستند که از ترکیب رنگ های اصلی با یکدیگر حاصل می شوند. محل قرار گیری هر رنگ ثانویه در دایره رنگ، بین دو رنگ اصلی تشکیل دهنده اش است.

رنگ های ترکیبیرنگ های ترکیبی:
زرد- نارنجی، قرمز نارنجی، قرمز- بنفش، آبی - بنفش، آبی- سبز و زرد - سبز، این رنگ ها از ترکیب یک رنگ اصلی با یک رنگ فرعی به وجود می آیند و در اینجا هم، در میان دو رنگ تشکیل دهنده خود قرار می گیرند.

هماهنگی (هارمونی) رنگ:
هماهنگی یا هارمونی به معنای "چیدمان مطبوع اجزاء یک کل"  است و وجود آن در تمام مظاهر زندگی از موسیقی، شعر، رنگ یا حتا یک کیک زیبا، جلوه می کند. از نظر دیداری، هماهنگی، در چیزی است که موجب لذت چشم می شود. این هماهنگی بیننده را مجذوب کرده و احساس نظم و تعادل را در او ایجاد می کند. هنگامی که چیزی ناهماهنگ است، یا خسته کننده است یا وحشتناک. از طرفی هارمونی بیش از حد نیز به ترکیبی بسیار ملایم و نچسب تبدیل میشود و بیننده را آن طور که باید مجذوب و علاقه مند نمی کند و بالعکس عدم حضور آن نیز تصویری به وجود می آورد که هیچ چشمی تحمل دیدن آن را ندارد.
مغز انسان هر چیزی را که قابلیت سازماندهی نداشته و نامفهوم باشد، پس می زند. عمل دیدن به حضور یک ساختار منطقی نیاز دارد و هماهنگی رنگی می تواند این علاقه به دیدن و حس تعادل را به وجود بیاورد. به طور خلاصه، یکپارچگی مفرط موجب تحریک ناپذیری و پیچیدگی مفرط موجب تحریک بیش از اندازه مغز می شود. تعادل پویا، نتیجه حضور هماهنگی است.
برای مشاهده تعالی هارمونی و هماهنگی کافی است به هارمونی رنگ ها در در طبیعت دقت کنید. همان طور که گفتیم، تئوری های رنگ و هارمونی رنگی متعددی وجود دارند. در اینجا به معرفی چند فرمول ابتدایی در به کار گیری رنگ ها میپردازیم:

هارمونی بر اساس هم جواری رنگ ها:
رنگ های هم جوار (پیوسته) یا Analogous Colors، به هر دسته سه تایی از رنگ هایی گفته می شود که در دایره رنگ کنار یکدیگر قرار گرفته اند. مانند زرد-سبز، زرد و زرد نارنجی. معمولا در چنین ترکیب هایی، یک رنگ از نظر مقدار، بر دو رنگ دیگر برتری دارد.

هارمونی رنگ های هم جوار

هارمونی بر اساس رنگ های مکمل:
رنگ های مکمل آنهایی هستند که در دایره رنگ، درست در مقابل یکدیگر قرارگرفته اند. مانند قرمز و سبز یا قرمز- بنفش و زرد - سبز. همان طور که در تصویر مشاهده می کنید، درجات مختلف زرد-سبز در برگ ها، هماهنگی زیبایی با رنگ های قرمز-بنفش گل، ایجاد کرده اند. رنگ های مکمل بالاترین درجه تباین (کنتراست) و ثبات را به وجود می آورند.

هارمونی رنگ های مکمل

هارمونی بر اساس طبیعت:
طبیعت، بهترین نقطه شروع برای درک و ایجاد هارمونی رنگی است. در تصویر پایین ملاحظه می کنید که زرد، سبز و قرمز چه نقش هماهنگی ایجاد کرده اند و این ترکیب متناسب، لزوما در دو مورد قبل نمی گنجد، اما زیبا و قابل اجرا است.

هارمونی طبیعی

 

 

ماخذ:http://www.newdesign.ir/search.asp?field=sub&key=33&page=1&id=205&rnd=7325

منبع انگلیسی: http://www.colormatters.com/colortheory.html

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 13:6  توسط محراب  | 

نقش رنگ در معماری

یکی از ملاحظات روانشناختی رنگ که در کاربرد هنری رنگ اهمیت دارد ، بررسی تأثیرمتقابل رنگ ها است . جلوه یا اثر هر رنگ در جوار رنگ دیگر تغییر می کند هر رنگ نسبت به دیگری میزان تیرگی یا روشنی ذاتی اش را می نمایاند . معکوس کردن این ترتیب طبیعی ، ناسازگاری رنگی به بار می آورد.هر رنگ دارای سه صفت یا سه بُعد دیداری مستقلا  تغییر پذیر است : فام ، درخشندگی و پرمایگیفام ، صفتی از رنگ است که جایگاه آن را در سلسله ی رنگی ( از قرمز تا بنفش) معادل با نور طول موج های مختلف در طیف مرئی – مشخص می کند قرمز ، زرد و آبی را فام های اولیه  می نامند و چون مبنای سایر فام ها هستند ، رنگ های اصلی نیز نام گرفته اند . فام های ثانویه عبارتند از : نارنجی ، سبز و بنفش که از اختلاط مقادیر مساوی از دو فام اولیه حاصل می شوند . فام های ثالثه از اختلاط فام های اولیه و ثانویه به دست می آیند : زرد- نارنجی( پرتقالی) ، نارنجی- قرمز ، قرمز- بنفش ( ارغوانی) ، بنفش- آبی ( لاجوردی) ، آبی- سبز (فیروزه ای) ، سبز- زرد (مغز پسته ای) . دوازده فام نامبرده را با ترتیبی معین در چرخه ی رنگ ، نشان می دهند .

در چرخه ی رنگ ، فام های ثانویه و ثالثه ای که بین یک زوج فام اولیه جای گرفته اند ، دارای روابط خویشاوندی هستند و در کنارهم ساده ترین هماهنگی رنگی را پدید می آورند .مادامیکه این رنگها با رنگهای خالص سفید و سیاه ترکیب شوندایجاد بیشماری از رنگها و سایه های مختلف مینمایند

درخشندگی، دومین صفت رنگ است و درجه ی نسبی تیرگی و روشنی آن را مشخص می کند(غالبا ً نقاشان اصطلاح رنگسایه را نیز در همین معنا به کار می برند) . معمولا ً درخشندگی رنگ های فام دار را در قیاس با رنگ های بیفام می سنجند . در چرخه ی رنگ ، زرد بیشترین درخشندگی (معادل خاکستری روشن نزدیک به سفید) و بنفش کمترین درخشندگی   ( معادل خاکستری تیره ی نزدیک به سیاه) را دارد .

پرمایگی (اشباع)، سومین صفت رنگ است و میزان خلوص فام آن را مشخص می کند ( گاه واژه ی شدت را در این مورد به کار می برند ) . فام های چرخه ی رنگ صد در صد خالص اند ولی در طبیعت به ندرت می توان فام خالصی یافت . همچنین ، کمتر رنگیزه ای حد اشباع فام مربوطه در چرخه ی رنگ را داراست .

رنگهای درخشان به تنهایی جذاب هستند اما اگر در یک الگو یا ردیفی منظم قرارگیرند از نظر بصری تاثیر بیشتری خواهند داشت. این نوع آرایش یک ساختار ساده را بر این رنگها حاکم میکند و در نتیجه یک مفهوم و یا نوعی نظم را، ورای حضور محض رنگها، منتقل خواهد کرد.

دیوارها و پیش زمینه های روشن رنگ های سرد ، مختصر کاهش در دمای بدن نگرنده ایجاد می کنند و رنگ های گرم باعث مختصر افزایش دمای بدن می شوند . به لحاظ بصری ، رنگ گرم پیش می آید و رنگ سرد پس می نشیند.

پنجره ها و مبلمان با زمینه رنگ و سایز متوسط در مبلمان و پنجره هائی با سایز بزرگ شاهد آن خواهیم شد که رنگ انها با یکدیگر مخلوط خواهد شد و از لحاظ تأثیر گذاری بر محیط غالب خواهند شد ثبات از بین خواهد رفت و تلویحاً نوعی تکان بصری ایجاد خواهد نمود.با مبلمان وپنجره های متوسط و با رنگی متعادل و متوسط خواهیم توانست ترکیب بندی با ثبات داشته باشیم. هر ترکیب بندی را میتوان کارآمد دانست به شرط این که عناصر صحنه به طور موثر با بینندگان مورد نظر آن، ارتباط برقرار کند. در اغلب موارد، نکته اساسی در شناسایی عناصر کلیدی صحنه نهفته است تا با نظم مبلمان و میزان نور ، آنها را از دل سایر عناصر تصویری متفرقه، بیرون بکشید. همین اشیاء مزاحم، صحنه ها را مخدوش میکنند و همچنین،بهتر است به جای تمرکز زیاد روی جزییات خیلی خاص، تنها روی ساختار کلی صحنه تمرکز کنید. چرا که تاثیر آنها در مقابل ترکیب بندی عمومی، بسیار سطحی است.

ملحقات تیره از این رو چشمان شما به سمت رنگ تیره تر کشیده میشوند و شما در روشی قادر خواهید بود ملحقات واثاثیه ها را نظم دهید تا هادی دید وکیفیت بصری روان باشند .

رنگ زندگی است زیرا جهان بدون رنگ برایمان مرده جلوه میکند,رنگها ایده آغازین وثمره نور اصلی بدون رنگ هستند و مقابل آنها تاریکی بدون رنگ است.نور اولین پدیده در جهان است از طریق رنگها روح و طبیعت زنده جهان را برایمان آشکار میسازد.

همچنین کلمه و آوای آن,شکل و رنگ اش,رگه های اصلی از ذات فوق طبیعی است که ما تصویری اندک از آن داریم.همانطور که صدا,رنگ , جلا به لفظ می بخشد,همینطور هم رنگ بطور طبیعی به فرم شکل خاصی میدهد.ماهیت اصلی رنگ طنینی از تصورات خیالی است و در این حالت رنگ موسیقی است.زمانی که اندیشه مفهوم, قاعده مندی,لمس رنگ و طلسم آن,شکسته است انگاه در دستان خود جز جسم بی روح چیز دیگری نداریم.

رنگ های نارنجی و آبی,رنگ های مکمل هستند و مخلوط این رنگها,رنگ خاکستری بوجود می آورد.وقتی ناظر در این مکان قرار میگیرد,نورهای متفاوتی دریافت خواهد کرد که این نورها متناوباً با نارنجی و آبی است و دیوارها این رنگها را با زوایای دائماً متغیرانعکاس میدهد.این تاثیر متقابل احساسی از غنای رنگ به انسان می بخشد.

رنگها نیروها و انرژی های درخشنده ای هستند که چه آگاه و چه ناخود آگاه روی ما اثر مثبت و منفی خواهند داشت.هنرمندانی که شیشه های رنگین خلق می کنند از رنگ برای خلق چنان محیطی معنوی و اسرار آمیز استفاده میکردند که اندیشه های پرستش کنندگان را بر دوش شاهین معنویت به پرواز درمی آورند.اثرات رنگ نه تنها از لحاظ بصری بلکه از جنبه های روان شناسی و روان شناختی نیز باید بررسی شوند.

سطوح رنگ باید شکل,وسعت و حدود خود را از خود رنگ و نوسان شدت آن (رنگ)کسب کند نه اینکه با خطوط از پیش معین شده باشد.

همچنین,شکل ها نیز دارای خصوصیت گویا ومعنی دار نظام زیباشناختی خود هستند.در طراحی,این کیفیت های معنی دار شکل و رنگ می بایست با یکدیگر مطابقت داده شوند.

یعنی شکل و رنگ در معنی دار بودن و مفهوم خود یکدیگر را تایید و اثبات نمایند.سه شکل اصلی مربیکی از ملاحظات روانشناختی رنگ که در کاربرد هنری رنگ اهمیت دارد ، بررسی تأثیرمتقابل رنگ ها است . جلوه یا اثر هر رنگ در جوار رنگ دیگر تغییر می کند هر رنگ نسبت به دیگری میزان تیرگی یا روشنی ذاتی اش را می نمایاند . معکوس کردن این ترتیب طبیعی ، ناسازگاری رنگی به بار می آورد.هر رنگ دارای سه صفت یا سه بُعد دیداری مستقلا  تغییر پذیر است : فام ، درخشندگی و پرمایگیفام ، صفتی از رنگ است که جایگاه آن را در سلسله ی رنگی ( از قرمز تا بنفش) معادل با نور طول موج های مختلف در طیف مرئی – مشخص می کند قرمز ، زرد و آبی را فام های اولیه  می نامند و چون مبنای سایر فام ها هستند ، رنگ های اصلی نیز نام گرفته اند . فام های ثانویه عبارتند از : نارنجی ، سبز و بنفش که از اختلاط مقادیر مساوی از دو فام اولیه حاصل می شوند . فام های ثالثه از اختلاط فام های اولیه و ثانویه به دست می آیند : زرد- نارنجی( پرتقالی) ، نارنجی- قرمز ، قرمز- بنفش ( ارغوانی) ، بنفش- آبی ( لاجوردی) ، آبی- سبز (فیروزه ای) ، سبز- زرد (مغز پسته ای) . دوازده فام نامبرده را با ترتیبی معین در چرخه ی رنگ ، نشان می دهند .

در چرخه ی رنگ ، فام های ثانویه و ثالثه ای که بین یک زوج فام اولیه جای گرفته اند ، دارای روابط خویشاوندی هستند و در کنارهم ساده ترین هماهنگی رنگی را پدید می آورند .مادامیکه این رنگها با رنگهای خالص سفید و سیاه ترکیب شوندایجاد بیشماری از رنگها و سایه های مختلف مینمایند

درخشندگی، دومین صفت رنگ است و درجه ی نسبی تیرگی و روشنی آن را مشخص می کند(غالبا ً نقاشان اصطلاح رنگسایه را نیز در همین معنا به کار می برند) . معمولا ً درخشندگی رنگ های فام دار را در قیاس با رنگ های بیفام می سنجند . در چرخه ی رنگ ، زرد بیشترین درخشندگی (معادل خاکستری روشن نزدیک به سفید) و بنفش کمترین درخشندگی   ( معادل خاکستری تیره ی نزدیک به سیاه) را دارد .

پرمایگی (اشباع)، سومین صفت رنگ است و میزان خلوص فام آن را مشخص می کند ( گاه واژه ی شدت را در این مورد به کار می برند ) . فام های چرخه ی رنگ صد در صد خالص اند ولی در طبیعت به ندرت می توان فام خالصی یافت . همچنین ، کمتر رنگیزه ای حد اشباع فام مربوطه در چرخه ی رنگ را داراست .

رنگهای درخشان به تنهایی جذاب هستند اما اگر در یک الگو یا ردیفی منظم قرارگیرند از نظر بصری تاثیر بیشتری خواهند داشت. این نوع آرایش یک ساختار ساده را بر این رنگها حاکم میکند و در نتیجه یک مفهوم و یا نوعی نظم را، ورای حضور محض رنگها، منتقل خواهد کرد.

دیوارها و پیش زمینه های روشن رنگ های سرد ، مختصر کاهش در دمای بدن نگرنده ایجاد می کنند و رنگ های گرم باعث مختصر افزایش دمای بدن می شوند . به لحاظ بصری ، رنگ گرم پیش می آید و رنگ سرد پس می نشیند.

پنجره ها و مبلمان با زمینه رنگ و سایز متوسط در مبلمان و پنجره هائی با سایز بزرگ شاهد آن خواهیم شد که رنگ انها با یکدیگر مخلوط خواهد شد و از لحاظ تأثیر گذاری بر محیط غالب خواهند شد ثبات از بین خواهد رفت و تلویحاً نوعی تکان بصری ایجاد خواهد نمود.با مبلمان وپنجره های متوسط و با رنگی متعادل و متوسط خواهیم توانست ترکیب بندی با ثبات داشته باشیم. هر ترکیب بندی را میتوان کارآمد دانست به شرط این که عناصر صحنه به طور موثر با بینندگان مورد نظر آن، ارتباط برقرار کند. در اغلب موارد، نکته اساسی در شناسایی عناصر کلیدی صحنه نهفته است تا با نظم مبلمان و میزان نور ، آنها را از دل سایر عناصر تصویری متفرقه، بیرون بکشید. همین اشیاء مزاحم، صحنه ها را مخدوش میکنند و همچنین،بهتر است به جای تمرکز زیاد روی جزییات خیلی خاص، تنها روی ساختار کلی صحنه تمرکز کنید. چرا که تاثیر آنها در مقابل ترکیب بندی عمومی، بسیار سطحی است.

ملحقات تیره از این رو چشمان شما به سمت رنگ تیره تر کشیده میشوند و شما در روشی قادر خواهید بود ملحقات واثاثیه ها را نظم دهید تا هادی دید وکیفیت بصری روان باشند .

رنگ زندگی است زیرا جهان بدون رنگ برایمان مرده جلوه میکند,رنگها ایده آغازین وثمره نور اصلی بدون رنگ هستند و مقابل آنها تاریکی بدون رنگ است.نور اولین پدیده در جهان است از طریق رنگها روح و طبیعت زنده جهان را برایمان آشکار میسازد.

همچنین کلمه و آوای آن,شکل و رنگ اش,رگه های اصلی از ذات فوق طبیعی است که ما تصویری اندک از آن داریم.همانطور که صدا,رنگ , جلا به لفظ می بخشد,همینطور هم رنگ بطور طبیعی به فرم شکل خاصی میدهد.ماهیت اصلی رنگ طنینی از تصورات خیالی است و در این حالت رنگ موسیقی است.زمانی که اندیشه مفهوم, قاعده مندی,لمس رنگ و طلسم آن,شکسته است انگاه در دستان خود جز جسم بی روح چیز دیگری نداریم.

رنگ های نارنجی و آبی,رنگ های مکمل هستند و مخلوط این رنگها,رنگ خاکستری بوجود می آورد.وقتی ناظر در این مکان قرار میگیرد,نورهای متفاوتی دریافت خواهد کرد که این نورها متناوباً با نارنجی و آبی است و دیوارها این رنگها را با زوایای دائماً متغیرانعکاس میدهد.این تاثیر متقابل احساسی از غنای رنگ به انسان می بخشد.

رنگها نیروها و انرژی های درخشنده ای هستند که چه آگاه و چه ناخود آگاه روی ما اثر مثبت و منفی خواهند داشت.هنرمندانی که شیشه های رنگین خلق می کنند از رنگ برای خلق چنان محیطی معنوی و اسرار آمیز استفاده میکردند که اندیشه های پرستش کنندگان را بر دوش شاهین معنویت به پرواز درمی آورند.اثرات رنگ نه تنها از لحاظ بصری بلکه از جنبه های روان شناسی و روان شناختی نیز باید بررسی شوند.

سطوح رنگ باید شکل,وسعت و حدود خود را از خود رنگ و نوسان شدت آن (رنگ)کسب کند نه اینکه با خطوط از پیش معین شده باشد.

همچنین,شکل ها نیز دارای خصوصیت گویا ومعنی دار نظام زیباشناختی خود هستند.در طراحی,این کیفیت های معنی دار شکل و رنگ می بایست با یکدیگر مطابقت داده شوند.

یعنی شکل و رنگ در معنی دار بودن و مفهوم خود یکدیگر را تایید و اثبات نمایند.سه شکل اصلی مربع,مثلث و دایره نیز مانند سه رنگ اصلی قرمز,زرد و آبی دارای خصوصیات مفهومی و بیانی مشخص هستند.

مربع,نمایانگر ماده,وزن و حدود مشخص است وحسی از کشش و امتداد و تجربه حرکت را القاء میکند.مربع با رنگ قرمز منطبق است و وزن حجم قرمز با شکل سنگین و ساکن مربع مطابقت دارد.

مثلث با زوایای حاد و تند,تاثیر ستیزه جویی,پرخاش و تهاجم را ایجاد میکند.مثلث سمبل تفکر است و حالت وخصوصیت بی وزن آن با زرد روشن هماهنگی دارد.

دایره بر عکس مربع,احساسات را ملایم و معتدل میکندو حس آرامش و حرکت آرام و آهسته را القاء مینماید.دایره سمبل روح است که در درون خود همواره در حال حرکت است.

تطابق و تناسب هر رنگ با شکل مربوط به خود مستلزم همانندی و توازن است.اگر رنگها و شکل ها در بیان مفاهیم و حالات توافق داشته باشند,تاثیرات آن دو چندان خواهد بود.  

ع,مثلث و دایره نیز مانند سه رنگ اصلی قرمز,زرد و آبی دارای خصوصیات مفهومی و بیانی مشخص هستند.

مربع,نمایانگر ماده,وزن و حدود مشخص است وحسی از کشش و امتداد و تجربه حرکت را القاء میکند.مربع با رنگ قرمز منطبق است و وزن حجم قرمز با شکل سنگین و ساکن مربع مطابقت دارد.

مثلث با زوایای حاد و تند,تاثیر ستیزه جویی,پرخاش و تهاجم را ایجاد میکند.مثلث سمبل تفکر است و حالت وخصوصیت بی وزن آن با زرد روشن هماهنگی دارد.

دایره بر عکس مربع,احساسات را ملایم و معتدل میکندو حس آرامش و حرکت آرام و آهسته را القاء مینماید.دایره سمبل روح است که در درون خود همواره در حال حرکت است.

تطابق و تناسب هر رنگ با شکل مربوط به خود مستلزم همانندی و توازن است.اگر رنگها و شکل ها در بیان مفاهیم و حالات توافق داشته باشند,تاثیرات آن دو چندان خواهد بود.  

 

ماخذ:http://civilonline.net/index.php?option=com_content&task=view&id=47&Itemid=66

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 8:32  توسط محراب  |